تبلیغات
آقا امام زمان (عج) - مطالب عمومی

آقا امام زمان (عج)

اللهم عجل لولیك الفرج

 

 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:محمد علی

مام صادق (ع) :

دانش را طلب کنید اگربه فرو رفتن درخون ها و شکافتن دریاها باشد . دوست ندارم جوانی را مگراین که یا دانشمند باشد یا دانش آموز.



 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:محمد علی


امام باقر(ع) :

شیطان مرگ یک عالم را ازمرگ هفتاد عابد بهتردوست می دارد زیرا موقعیت دانش هفتاد باربرعبادت رجحان دارد.



 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:محمد علی

حضرت محمد (ص) :

دانش بجویید هرچند درچین باشد.

کسانی که بیشتردانش آموخته اند بهایشان بیشترو کسانی که کمتردانش دارند بهایشان کمتراست.

بین دانشمند و عابد فرق بسیاراست ؛ دانشمند صد پایه ازعابد افزون دارد.



 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:محمد علی


حکایت!
دانشمندی یکی را گفت چرا تحصیل علم نمی کنی؟
آن شخص گفت: آنچه خلاصه علم است به دست آورده ام. دانشمند از او پرسید: که خلاصه علم چیست؟
گفت: پنج چیز است:

اول: آنکه تا راست به اتمام نرسد، دروغ نگویم.

دوم: آنکه تا حلال منتهی نشود، دست به حرام دراز نکنم.

سوم: آنکه تا از تفتیش نفس خود فارغ نشدم، به جستجوی عیب مردم نپردازم.

چهارم: آنکه تا خزانه رزق خداوند به آخر نرسد، به در هیچ مخلوق احتیاج نبرم.

پنجم: آنکه تا قدم در بهشت ننهم، از کید شیطان و از غرور نفس نافرمان، غافل نباشم.

 



 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:محمد علی

باسلام به شما دوستان عزیز  فرا رسیدن ایام زربت خوردن و شهادت حضرت علی (ع) را به شما دوست داران و شیعیان ان امام همان تصلین عرض مینمایم 


حضرت علی(ع):

عفو وبخشش زینت قدرت و توانایی است.


حضرت امیر(ع):

دوست حقیقی آن است که پشت سردوست هم صدیق باشد.

غریب کسی است که دوست ندارد.

دوستان به هنگام دشواری آزمایش می شوند.



 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:محمد علی

امام باقر(ع) :

شیطان مرگ یک عالم را ازمرگ هفتاد عابد بهتردوست می دارد زیرا موقعیت دانش هفتاد باربرعبادت رجحان دارد.

امام صادق (ع) :

دانش را طلب کنید اگربه فرو رفتن درخون ها و شکافتن دریاها باشد . دوست ندارم جوانی را مگراین که یا دانشمند باشد یا دانش آموز.



 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:محمد علی

حضرت علی ( ع) :

اسرارخویش را به کسی مگو زیرا سینه که ازحفظ رازخود به ستوه آید نباید ازحوصله بیگانگان انتظارامانت داشته باشد.



 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:محمد علی

حضرت محمد(ص) :

درکارهای خود از رازپوشی کمک بجویید.

کسی که نتواند راز خود را بپوشاند ازنهفتن رازدیگران ناتوان تراست.

کسی که رازخود را بپوشاند اختیاردردست اوست.



 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:محمد علی

مقالة حاضر به بررسی آیاتی از قرآن كریم پرداخته است كه دو فرقة شیعه و سنی در ذیل آنها روایاتی تفسیری دربارة امام مهدی(ع) نقل كرده‌اند. این آیات كه تعدادشان بالغ بر هشت آیه می‌باشد به ترتیب از ابتدا تا انتهای قرآن به صورت ذیل بررسی شده‌اند:
ابتدا روایات تفسیری فریقین در ذیل هشت آیه كه مجموعاً 44 روایت از شیعه و 65 روایت از اهل سنت می‌باشد به صورت دسته‌بندی نقل شده و سپس به بررسی مقارنه‌ای و تطبیقی این روایات از نظر محتوا و سند پرداخته شده است.
لازم به ذكر است كه به دلیل اختصار از ذكر متن عربی روایات و سند آنها خودداری شده است.

مقدمه
الف ـ تبیین موضوع
«قرآن كریم» و «سنت نبوی» دو شجرة طوبای برآمده از یك ریشه مبارك‌اند و هر دو متعلق به یك قانون‌گذارد. بی‌تردید قرآن مجید، اعتقاد مسلمانان به ایدة ظهور مهدی(ع) را كه از رسول اكرم(ص) متواتر بوده، با مجموعه‌ای از آیات شریفه تأیید كرده است؛ آیاتی كه بسیاری از مفسران آنها را بر امام مهدی(ع) تطبیق كرده‌اند كه ظهورش در آخرالزمان نوید داده شده است. هرگاه مطلبی از پیامبر(ص) متواتر گردد، ناگزیر باید پذیرفت كه قرآن حكیم آن را یك‌سره مسكوت نگذارده است، هر چند عقول ما به سادگی آن را در نیابد؛ زیرا خداوند متعال در وصف قرآن می‌فرماید:
و نزّلنا علیك الكتاب تبیانا لكل شیء1
و این كتاب را كه روشنگر هر چیزی است بر تو نازل كردیم.
بنابراین استخراج این عقیده از آیات مباركه بر عهدة كسی است كه حقایق قرآنی را با فهمی در خور آن، درك كند و تردیدی نیست كه بنا بر نص حدیث شریف ثقلین كه نزد همة مسلمانان متواتر است،
«اهل البیت(ع)» همتا و كفو قرآنند. از این رو، باید آیاتی را كه ایشان بر ظهور مهدی(ع) حمل كرد‌ه‌اند، دلیل قرآنی ایدة مهدویت به شمار آوریم.
در این زمینه احادیث فراوانی از حضرات ائمه(ع) نقل شده است كه در آنها آیات بسیاری بر حضرت مهدی(ع) و موضوع‌های مرتبط با آن حضرت تطبیق شده است. البته در نوشتار حاضر بخشی از این احادیث را ذكر می‌كنیم كه مورد تأیید نصوص روایی و تفسیری مذاهب اهل سنت نیز باشد.
مراد از موضوع‌های مرتبط با مسئلة مهدویت مواردی است كه در روایات تفسیری فریقین نقل شده و با احادیث مهدی(ع) پیوند دارد و باید آنها را یك جا بررسی نمود. این موضوع‌ها عبارتند از:
الف ـ لشكریان سفیانی و فرو رفتن آنها در سرزمین بیداء؛
ب ـ فرود آمدن حضرت عیسی(ع) از آسمان و نماز گزاردن وی پشت سر حضرت مهدی(ع)؛
ج ـ خروج دجال در آخرالزمان و كشته شدن وی به دست حضرت عیسی(ع)؛
د ـ أشراط الساعة و علائم قیامت.
ارتباط و پیوند این مسایل با بحث مهدویت توسط آیات و روایات در متن مقاله به تفصیل شرح داده شده است.
نكتة حائز اهمیت این است كه علمای اهل سنت، روایات تفسیری مهدویت را به طور طبیعی مانند سایر روایات تفسیری بررسی یا نقد كرده‌اند و چنین نیست كه این روایات را جعلی یا ضعیف شمرده باشند، بلكه بسیاری از این روایات در منابع روایی معتبر آنها ـ چنانچه خواهد آمد ـ نقل شده است.
هدف كلی این پژوهش، آشنایی بیشتر با كم و كیف روایاتی است كه در مصادر روایی فریقین به تفسیر یا تأویل آیات شریفه قرآن در زمینة مهدویت پرداخته‌اند. در ذیل به برخی از سؤال‌ها كه پاسخ آنها اهداف جزئی پژوهش را در بر می‌گیرد اشاره می‌كنیم:
از دیدگاه روایات تفسیری شیعه و اهل سنت چه تعداد از آیات قرآن مربوط به امام مهدی(ع) و مسایل مرتبط با آن حضرت می‌باشد؟ این روایات چه وجه اشتراك یا افتراقی با یكدیگر دارند؟ از نظر سند چه وضعیتی دارند؟ آیا مفاد این روایات با ظاهر و سیاق آیات سازگار است؟ دلالت این روایات بر موضوع امام مهدی(ع)، دلالت مطابقی است یا تضمینی، یا التزامی؟

ب ـ آشنایی با اصطلاحات

1. معنای تفسیر
1ـ1. معنای لغوی تفسیر: كلمه تفسیر در لغت به معنی «روشن نمودن و تبیین» است. اهل ادب برای آن دو ریشه ذكر كرده‌اند كه هر دو به معنای «كشف» است:
الف ـ فسر؛ ب ـ سفر كه مقلوب «فسر» است مانند «أسفر الصبح» یعنی صبح روشن شد. یا «أسفرت المرأة من وجهها» یعنی زن روی باز كرد و صورتش نمایان شد.2
تفاوت این دو آن است كه: «سفر» به معنی كشف ظاهری و مادی و «فسر» به معنی كشف باطنی و معنوی به كار می‌رود. چنانكه راغب اصفهانی می‌گوید: «الفسر: اظهار المعنی المعقول».3

2ـ1. معنای اصطلاحی تفسیر: در مورد معنای اصطلاحی تفسیر، نظرات گوناگونی از سوی مفسران علوم قرآنی مطرح گردیده است.4 اما با بررسی احوال مفسران در قرون مختلف و بررسی عملكرد ایشان در كتب تفسیر، تعریفی واحد از علم تفسیر حاصل می‌شود، هر چند كه ایشان به الفاظ و شكل‌های مختلف از آن تعبیر كرده باشند و آن «بیان مقصود الهی از الفاظ و آیات قرآن كریم» است كه در اینجا نوعی ارتباط و هماهنگی میان معنای اصطلاحی تفسیر و معنای لغوی و لفظی آن یعنی «كشف و بیان» آشكار می‌گردد.5
نقش تفسیر، پرده‌برداری از مدلول لفظ و بیان معنای آن است در نتیجه بیان معنای ظاهری لفظ كه از ظاهر كلام به ذهن می‌رسد، تفسیر نامیده نمی‌شود و به تعبیر شهید صدر، كشف و بیان در معنای آن است در نتیجه بیان در معنای كلمة تفسیر، به وجود درجه‌ای از خفا و پیچیدگی در معنا اشاره دارد به گونه‌ای كه این پنهان بودگی و پیچیدگی از طریق عمل تفسیر، كشف و برطرف می‌گردد. البته گاهی اوقات ذكر معنای ظاهر نیز تفسیر و اظهار امر پنهان محسوب می‌شود، به دلیل این كه گاهی اوقات نوعی خفا و پیچیدگی در كلام ظاهر نیز وجود دارد كه احتیاج به اظهار و روشنگری دارد. بنابراین، تفسیر، مفهومی نسبی است، چرا كه معنای واحد ممكن است نسبت به شخصی احتیاج به بیان و پرده‌برداری داشته باشد در حالی كه نسبت به شخص دیگر چنین نیازی نباشد.6
در مجموع به نظر می‌رسد بهترین معنا برای واژة «تفسیر»، معنای اخیر باشد كه مورد تأیید بسیاری از مفسران و دانشمندان علوم قرآنی قرار گرفته است و منظور ما در این مقاله نیز همین معنا می‌باشد.

2. معنای تأویل
از آنجا كه در بسیاری از روایات تفسیری علاوه بر تفسیر آیه، به تأویل آن نیز اشاره شده است یا این كه فقط تأویل آیه را بیان كرده‌اند و با عنایت به این كه واژة تأویل از واژه‌هایی است كه در بین محققان دارای معانی مختلفی است، در این بخش به بررسی واژة تأویل پرداخته و مشخص خواهیم كرد كه مقصود ما از واژة تأویل در این مقاله كدام یك از معانی آن است.


1ـ2. معنای لغوی تأویل: در تهذیب اللغة آمده است: «أوْل» یعنی رجوع؛ و «آل یؤوله إیالةً» یعنی او را سیاست و تأدیب كرد.7
ابن فارس در مقاییس اللغة آورده است: «اول»، دارای دو اصل است: 1. ابتدای امر، كه واژة اول، به معنای ابتدا از این اصل است؛ 2. انتهای امر، تأویل كلام به معنای عاقبت و سرانجام كلام، از این باب است.8
ابن اثیر در نهایه، بعد از ذكر معنای رجوع برای اول، می‌نویسد: مراد از تأویل، برگرداندن ظاهر لفظ از معنای اصلی است، به معنایی كه دلیلی بر آن قائم است، كه اگر آن دلیل نباشد، نباید از معنای ظاهری لفظ دست كشید.9
با توجه به آنچه از كتب لغت نقل شد، مجموعاً چهار معنا برای تأویل ارایه شده است:
1. مرجع و عاقبت؛ 2. سیاست كردن؛ 3. تفسیر و تدبیر؛ 4. انتقال از معنای ظاهری لفظ به معنای غیرظاهر.
در میان معانی چهارگانه مذكور، آنچه می‌تواند در تأویل كلام كاربرد داشته باشد، معنای اول، سوم و چهارم است و معنای دوم به تأویل كلام ارتباطی ندارد.

2ـ2 معنای اصطلاحی تأویل: این واژه هفده مرتبه، در هفت سوره و پانزده آیه از قرآن كریم به كار رفته است.
این كاربردها را می‌توان به صورت زیر خلاصه كرد:
ـ تأویل قول (آیات سوره‌های آل عمران/7، اعراف/53 و یونس/36 كه درباره قرآن است)؛
ـ تأویل فعل (آیات سوره‌های نساء/59، اسراء/35 و كهف/78 و 82)؛
ـ تأویل رؤیا (آیات سورة یوسف/6، 21، 36، 37، 44، 45، 100، 101).
مفسران و دانشمندان علوم قرآنی پیرامون معنای تأویل در این آیات نظریات گوناگونی داده‌اند.10 در مجموع اگر بیان مصادیق خارجی آیات را جزء معانی باطنی آیات در نظر بگیریم می‌توان گفت واژة تأویل به معنای تبیین معانی باطنی و مصادیق مختلف آیات قرآن كریم می‌باشد و این همان معنایی است كه در این مقاله از این واژه مد نظر است.
در بسیاری از روایات تفسیری در زمینة مهدویت تأویل‌های مختلفی از آیات قرآن ارایه شده كه این تأویل‌ها شامل موارد ذیل است:
الف ـ گاهی آیة شریفه دارای مصادیق فراوانی در خارج بوده و بر همة آنها منطبق می‌شود كه یكی از این مصادیق مربوط به بحث مهدویت می‌شود؛ و یا تحقق مفاد آیة شریفه بر دوران‌های مختلفی قابل انطباق است كه یكی از این دوران‌ها مربوط به دورة امام مهدی(ع) می‌باشد. به عنوان مثال در دستة سوم روایات تفسیری شیعه در ذیل آیه 159 سورة نساء، تحقق و وقوع مفاد آیة مذكور در دوران رجعت دانسته شده است.
ب ـ ممكن است آیة شریفه دارای مصادیق مختلفی باشد یا مفاد آیه بر دوران‌های متفاوتی منطبق باشد اما مصداق اتمّ و اكمل آن توسط روایات تفسیری بر امام مهدی(ع) و مسائل مرتبط با آن حضرت انطباق یافته است. به عنوان نمونه دسته دوم روایات تفسیری شیعه در ذیل آیة 69 سوره نساء این چنین می‌باشند.
ج ـ گاهی نیز مصداق و تحقق عینی مفاد آیه منحصر به دوران امام زمان(ع) است كه روایات تفسیری به بیان این مطلب پرداخته‌اند؛ از جملة این موارد دسته اول روایات تفسیری شیعه در ذیل آیه 33 سوره توبه می‌باشد كه تحقق این آیه را در زمان ظهور مهدی موعود(ع) برشمرده است. بنابراین اگر در این مقاله مشاهده می‌شود كه بسیاری از روایات تفسیری به تأویل آیات پرداخته‌اند منظور از تأویل، یكی از موارد سه‌گانه مذكور است.

ج ـ روایات تفسیری

1. آیة 69 سورة نساء
خداوند متعال می‌فرماید:
و من یطع الله و الرسول فأولئك مع الذین أنعم الله علیهم من النبییّن و الصدّیقین و الشهداء و الصالحین و حسن أولئك رفیقا.
و كسانی كه از خدا و پیامبر اطاعت كنند، در زمرة كسانی خواهند بود كه خدا ایشان را گرامی داشته [یعنی] با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگان؛ و آنان چه نیكو همدمانند.

روایات تفسیری شیعه

روایاتی كه در مصادر شیعی در ذیل آیة مورد بحث وارد شده است به دو دسته تقسیم می‌شوند:

دستة یكم، روایات شأن نزول آیه: شیخ طوسی در كتاب امالی روایتی از امیرالمؤمنین(ع) دربارة شأن نزول این آیه نقل كرده است كه به دلیل عدم ارتباط با بحث، از نقل آن پرهیز می‌كنیم.11

دستة دوم، تأویل آیه درباره امامان(ع): در تفاسیر روایی شیعه، هشت روایت تفسیری از پیامبر(ص) و ائمة هدی(ع) نقل شده است كه تأویل این آیة شریفه را دربارة ائمه(ع) دانسته‌اند. از بین این روایات، دو روایت تصریح به نام امام مهدی(ع) دارد كه به نقل یكی از آنها می‌پردازیم.12
در اصول كافی و تفسیر فرات كوفی حدیثی طولانی از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است كه ضمن تأویل آیة مورد بحث درباره ائمه(ع)، امام مهدی(ع) را به عنوان یكی از هفت فرد افضل اهل بهشت معرفی كرده است. جهت اختصار به بخش‌هایی از این روایت كه مورد بحث ما است اشاره می‌كنیم:
حضرت علی(ع) فرمود:
بهترین مردم در روزی كه خداوند آنها را جمع می‌كند، هفت نفر از فرزندان عبدالمطلب هستند كه فضیلت و برتری آنان را جز كافر و جاحد، كسی انكار نمی‌كند... برترین انبیا، محمد(ص) است... برترین اوصیا، وصی محمد(ص) می‌باشد... برترین شهدا، حمزةبن عبدالمطلب و جعفربن ابی‌طالب هستند... [همچنین] دو سبط (پیامبر) حسن(ع) و حسین(ع) [جزو برترین‌های روز قیامت‌اند] و مهدی(ع) كه خداوند او را از اهل بیت قرار داده است [هفتمین آنهاست] سپس این آیه را تلاوت فرمود: «و من یطع الله و الرسول فاولئك مع الذین أنعم الله علیهم...».13

روایات تفسیری اهل سنت

روایات تفسیری اهل سنت دربارة آیة مورد بحث به دو دسته تقسیم می‌شوند:
دستة یكم، روایات شأن نزول آیه: روایات شأن نزول آیه شریفه، در منابع روایی فریقین تقریباً یكسان و به یك شكل نقل شده است.14
دستة دوم، تأویل آیه دربارة اهل بیت(ع): چهار روایت در این زمینه در كتاب شواهد التنزیل آورده شده كه به نقل یكی از آنها اكتفا می‌كنیم:
حذیفة بن یمان گفت:
روزی بر رسول خدا(ص) وارد شدم كه آیه «اولئك الذین أنعم الله علیهم...» نازل شد حضرت آن را بر من قرائت كرد. آن‌گاه گفتم: ای پیامبر خدا ـ پدر و مادرم به فدایت ـ اینان كیانند؟ همانا من خداوند را نسبت به ایشان پرمهر و محبت یافتم. فرمود: ای حذیفه مراد از «نبیین» كه خدا آنها را گرامی داشته است، من هستم؛ من اولین در نبوت و آخرین آنها در مبعوث شدن می‌باشم. منظور از «صدیقین» علی‌بن ابی‌طالب است. هنگامی كه خدا مرا به رسالت مبعوث كرد او اولین تصدیق‌كنندة من بود. مقصود از «شهدا» حمزه و جعفر، مراد از «صالحین» حسن و حسین دو آقای جوانان بهشت و منظور از «حسن أولئك رفیقا» مهدی در زمان [ظهورش] است.15

بررسی تطبیقی روایات فریقین

صرف نظر از روایات شأن نزول، سایر روایات تفسیری در منابع روایی فریقین، تأویل آیة مورد بحث را دربارة ائمة هدی(ع) مطرح كرده‌اند؛ لیكن روایاتی كه مربوط به اهل سنت می‌شوند تنها در كتاب شواهد التنزیل حاكم حسكانی نقل شده‌اند؛ اما با توجه به اینكه تعداد این روایات، چهار روایت می‌باشد می‌توان به این روایات اعتماد كرد.
در متن روایات دستة دوم، تأویل عبارت «و حسن اولئك رفیقا» بر امام مهدی(ع) بعید می‌نماید؛ زیرا این عبارت، وضعیت رفاقت و همدمی مصادیق آیه را تبیین می‌كند و لذا در ظاهر به مهدی(ع) مرتبط نیست؛ اما احتمال دارد منظور این باشد كه در دوران رجعت یعنی پس از ظهور آن حضرت این رفاقت و همدمی محقق شود چنانچه دو روایت از روایات یاد شده نیز تصریح به «مهدی در دوران ظهورش» دارند.
همچنین افضلیت و برتری امام حسن و امام حسین(ع) بر حمزه و جعفر در بین شیعه قطعی است؛ اما تقدم ذكر نام آن دو بر حسنین(ع) در این روایات، دلیل بر برتری حمزه و جعفر نیست بلكه چون در زمان صدور این روایات، حسنین(ع) شهید نشده بودند بنابراین لفظ «الشهداء» بر حمزه و جعفر اطلاق شده است.
در مورد سند روایات شواهد التنزیل باید بگوییم روایات اول و سوم، مسند16 و دو روایت دیگر موقوف می‌باشند. یكی از این روایات، نبوی است، دو روایت از ابن عباس و یكی از حذیفة بن یمان نقل شده و در سه روایت، تصریح به نام مقدس مهدی(ع) شده است.
روایات تفسیری هشتگانه شیعه ـ مطابق آنچه در تفسیر برهان نقل شده است18 ـ شامل چهار روایت مسند، سه روایت مرسل19، یك روایت موقوف و یك روایت مفرد20 می‌باشند.
در مجموع دلالت روایات تفسیری فریقین مبنی بر تأویل آیة مورد بحث درباره ائمه معصومین(ع) روشن و واضح است و ظهور آیة شریفه نیز آن را تأیید می‌كند. همچنین مسند بودن شش روایت از روایات فریقین نیز مؤید دیگری بر صحت این تأویل است.

2. آیة 159 سورة نساء
خداوند سبحان می‌فرماید:
و إن من أهل الكتاب إلّا لیؤمننّ به قبل موته و یوم القیمة یكون علیهم شهیداً.
و از اهل كتاب، كسی نیست مگر آنكه پیش از مرگ خود، حتماً به او ایمان می‌آورد و روز قیامت [عیسی نیز] بر آنان شاهد خواهد بود.

روایات تفسیری شیعه

روایاتی كه در منابع شیعی ذیل آیه 159 نساء وارد شده است به پنج دسته تقسیم می‌شوند:
دستة یكم، ایمان اهل كتاب به عیسی(ع)‌ در لحظة مرگ: یك روایت در منابع شیعه وجود دارد كه مرجع هر دو ضمیر «به» و «قبل موته» را حضرت عیسی(ع) می‌داند. بنابراین معنای آیة شریفه چنین خواهد بود: «و هیچ یك از اهل كتاب نیست مگر این كه قبل از مرگ عیسی(ع)‌ به او ایمان می‌آورد».
این روایت، مؤید كسانی است كه می‌گفتند: عیسی(ع) هنوز زنده است و از دنیا نرفته و پس از ظهور حضرت مهدی(ع) از آسمان فرود می‌آید و همة یهود و نصارای موجود در آن روز به او ایمان می‌آورند. روایت یادشده در تفسیر قمی بدین صورت نقل شده است:
شهر بن حوشب می‌گوید: حجاج به من گفت: ای شهر، یك آیه از قرآن مرا گیج كرده، نمی‌فهمم معنایش چیست؟ پرسیدم: ای امیر آن كدام آیه است؟ گفت: آیة «و إن من اهل الكتاب إلّا لیؤمنّن به قبل موته» است. به خدا سوگند با این كه دستور می‌دهم گردن یك یهودی و یا مسیحی را بزنند و خودم تا آخرین رمقش می‌ایستم و به دقت نگاه می‌كنم ببینم لب‌ها را تكان می‌دهد و به حقانیت عیسای مسیح شهادت می‌دهد یا نه، چیزی نمی‌بینم بلكه لب‌ها همچنان بسته است تا بدن سرد شود با این حال چطور آیة قرآن خبر می‌دهد كه هر یهودی و نصرانی در دم مرگش به عیسی(ع) ایمان می‌آورد؟ من به او گفتم: خدا امیر را اصلاح كند؛ معنای آیة شریفه آن طور كه تو فهمیدی نیست. پرسید: پس به چه معناست؟ گفتم: عیسی قبل از به پا شدن قیامت از آن محلی كه در آن قرار دارد نازل می‌شود و هیچ اهل ملتی باقی نمی‌ماند نه یهودی و نه غیریهودی مگر آن كه قبل از مرگ وی به او ایمان می‌آورد و او پشت سر مهدی(ع) به نماز می‌ایستد. حجاج چون این بشنید از در تعجب گفت: وای بر تو! این سخن را از كه آموختی و از چه كسی نقل می‌كنی؟ گفتم: محمدبن علی‌بن الحسین‌بن علی‌بن ابی‌طالب آن را برایم نقل كرد. در پاسخم گفت: به خدا سوگند كه از سرچشمة زلال گرفته‌ای.21
دستة دوم، ایمان اهل كتاب به رسول خدا(ص) در لحظة مرگ: این دسته از روایات، ضمیر «به» را به رسول اكرم و ضمیر«قبل موته» را به اهل كتاب برمی‌گرداند؛ بنابراین معنی آیة شریفه به این صورت خواهد بود: «و هیچ یك از اهل كتاب نیست مگر این كه قبل از مرگ خودش، به رسول خدا(ص) ایمان می‌آورد».
این روایات را نمی‌توان به عنوان تفسیر آیه به شمار آورد بلكه تطبیق مصداقی بر مصداق دیگر است. به عبارت دیگر در این روایات ایمان به رسول خدا(ص) مصداقی از ایمان به عیسی(ع)‌ معرفی شده است. چون اهل كتاب در لحظة مرگ به عیسی(ع) ایمان می‌آورند و عیسی(ع) نیز به آمدن پیامبر اكرم(ص) بشارت داده است؛ بنابراین هر كس از اهل كتاب پس از اسلام بمیرد در لحظة مرگ به رسول اكرم(ص) ایمان می‌آورد. لذا آیه در مقام بیان این مطلب است كه ایمان به رسول خدا(ص) مصداقی از ایمان آوردن به حضرت عیسی(ع) است؛ زیرا قرآن می‌فرماید:
و إذ أخذ الله میثاق النبیین لما اتیتكم من كتاب و حكمة ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به ولتنصرنه قال ءأقررتم و أخذتم علی ذلكم إصری قالوا أقررنا قال فاشهدوا و أنا معكم من الشاهدین.22
و یاد كن هنگامی را كه خداوند از پیامبران پیمان گرفت كه هر گاه به شما كتاب و حكمتی دادم سپس شما را فرستاده‌ای آمد كه آنچه را با شما است تصدیق كرد، البته به او ایمان بیاورید و یاریش كنید. [آن‌گاه] فرمود: آیا اقرار كردید و در این باره پیمانم را پذیرفتید؟ گفتند: آری، اقرار كردیم. فرمود: پس گواه باشید و من با شما از گواهانم.
در تفسیر عیاشی سه روایت در این زمینه نقل شده است كه به یكی از آنها اشاره می‌كنیم. وی به نقل از ابن سنان از امام صادق(ع) در مورد آیة مذكور روایت كرده كه حضرت فرمود:
منظور، ایمان اهل كتاب به محمد است.23

دستة سوم، ایمان همة مردم به رسول خدا(ص) در زمان رجعت: تنها یك روایت است كه تأویل آیة شریفة مورد بحث را در دوران رجعت رسول مكرم اسلام(ص) دانسته و تصریح می‌كند كه در آن زمان همه مردم به ایشان ایمان خواهند آورد. این روایت در تفسیر قمی چنین نقل شده است:
دربارة آیه شریفه «و إن من أهل الكتاب...» روایت شده هنگامی كه رسول خدا(ص) رجعت كند همه مردم به او ایمان می‌آورند.24

دستة چهارم، ایمان اهل كتاب به رسول خدا(ص) و امیر مؤمنان(ع) در لحظة مرگ: در مصادر روایی شیعه یك روایت وجود دارد كه می‌گوید منظور از آیة مذكور، این است كه همة اهل كتاب، قبل از مردن به حقانیت رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) پی می‌برند. این روایت را عیاشی در تفسیرش آورده است.
وی به نقل از جابر از امام باقر(ع) دربارة آیة «و إن من أهل الكتاب...» روایت كرده است كه حضرت فرمود:
احدی از پیروان جمیع ادیان از اولین تا آخرین آنها نمی‌میرد جز اینكه به حقانیت رسول خدا(ص) و امیر مؤمنان(ع) پی می‌برد.25

دستة پنجم، اقرار اولاد فاطمه(س) به امامت امام خود در لحظة مرگ: در تفسیر عیاشی روایتی است كه می‌گوید منظور از آیه مذكور این است كه هیچ یك از اولاد فاطمه(س) از دنیا نمی‌رود مگر اینكه به امامت امام خویش اقرار می‌كند.
وی از مفضل‌بن محمد روایت كرده كه گفت:
از امام صادق(ع) دربارة آیه «و إن من أهل الكتاب إلّا لیؤمنّن به قبل موته» سؤال كردم، حضرت فرمود: این آیه در خصوص ما نازل شده است؛ زیرا هیچ یك از اولاد فاطمه(س) از دنیا نمی‌رود تا اینكه به امامت ما اهل بیت اقرار كند. همان‌گونه كه فرزندان یعقوب(ع) به نبوت یوسف(ع) اقرار نموده و گفتند: «به خدا سوگند خداوند تو را بر ما برگزید».26
ادامه دارد...

پی‌نوشت‌ها:

1. سورة نحل (16)، آیة 89.
2. جوهری، صحاح اللغة، ماده سفر.
3. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده فسر.
4. نك:
الف. زركشی، بدرالدین، البرهان فی علوم القرآن، ج3، ص148، بیروت، دارالكتب العلمیة، چاپ اول، 1408 ه‍ . ق.
ب. ابوحیان اندلسی، محمد بن یوسف، البحر المحیط، ج1، ص14، بیروت، دارالفكر، 1403 ه‍ . ق.
ج. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان لعلوم القرآن، ج1، ص80، بیروت، دارالمعرفة، چاپ اول، 1417 ه‍ . ق.
د. علوم القرآن عند المفسرین، ج3، ص 180.
ه‍ . ذهبی، محمد حسین، التفسیر و المفسرون، ج1، ص11.
و. طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ج1، ص4، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، 1417 ه‍ . ق.
ز. زرقانی، محمد عبدالعظیم،‌مناهل العرفان، ج2، ص4، بیروت دارالكتب العلمیة، چاپ اول، 1406 ه‍ . ق.
5. الصغیر، محمد حسین علی، المبادی العامة لفتسیر القرآن الكریم بین النظریة و التطبیق، ص20 ـ 19، بیروت، دارالمورخ العربی، چاپ اول، 1420 ه‍ . ق.
6. حكیم، سید محمد باقر، علوم قرآن، ص215، قم، مجمع الفكر الاسلامی، چاپ چهارم، 1417 ه‍ . ق.
7. ازهری، محمد بن احمد، تهذیب اللغة، ماده أول.
8. ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ماده اول، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، 1411 ه‍ . ق.
9. ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، ماده اول، بیروت، دارالفكر، بی‌تا.
10. نك:
الف. ابن تیمیه، احمد بن عبدالحكیم، الاكلیل فی المتشابه و التأویل، ص15، اسكندریه، دارالایمان.
ب. طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ج3، ص 25 و 45، همان.
ج. معرفت، محمد هادی، تلخیص التمهید، ج1، ص483 ـ 482، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ سوم، 1418 ه‍ . ق.
د. شاكر، محمد كاظم، روش‌های تأویل قرآن، ص100 ـ 98، قم، مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ سوم، 1418 ه‍ . ق.
11. شیخ طوسی، امالی، ص621، قم، دارالثقافة، 1414 ق.
12. برای مشاهده روایت دوم نك: قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج1، ص142، قم، مؤسسة دارالكتاب للطباعة والنشر، ضمناً در تفسیر ابوالفتوح رازی، ج3، ص435 و منهج الصادقین، ج3، ص66 این حدیث از امام باقر علیه‌السلام نقل شده است.
13. كوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات كوفی، ج1، ص111، ح113 و 114، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ اصول كافی، ج1، ص450، ح34، دارالكتب الاسلامیة، الطبعة الثالثة، 1388 ق.
14. نك: تفسیر طبری، ج5، ص225؛ الدر المنثور، ج2، ص182.
15. حاكم حسكانی، شواهد التنزیل، ج 1، ص199، ح209، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة ـ التابعة لوزارة الثقافة و الارشاد الاسلامی، الطبعة الاولی، 1411ق. سه روایت دیگر عبارتند از: ح 206، ح207 و ح208 در همین منبع.
16. مسند، حدیثی است كه سلسله سند آن در جمیع مراتب تا معصوم مذكور و متصل باشد. (درایة الحدیث مدیر شانه‌چی، ص56).
17. موقوف، حدیثی است كه از مصاحب معصوم نقل شود چه سلسله سند به صحابی متصل باشد و چه منفصل. (علم‌الحدیث مدیر شانه‌چی، ص160).
18. بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج2، ص124 ـ 125، تهران، بنیاد بعثت، چاپ اول، 1415 ق.
19. مرسل، حدیثی است كه آخرین راوی حدیث، مذكور یا معلوم نباشد. (درایة الحدیث مدیر شانه‌چی، ص80).
20. مفرد، حدیثی است كه در طبقه اول فقط یك نفر آن را روایت كرده باشد گرچه در طبقات بعدی جمعی آن را نقل كرده باشد. (درایة الحدیث مدیر شانه‌چی، ص53).
21. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج1، ص158، همان؛ نیز نگاه كنید به مجمع البیان، ج2، ص137، تفسیر صافی، ج1، ص519، البرهان فی تفسیر القرآن، ج1، ص426، ح1 و نورالثقلین، ج1، ص571، ح662.
22.سورة آل عمران (3)، آیة81.
23. عیاشی، ابوالنضر، محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، ج1، ص284، ح301، تهران، مكتبه العلمیه الاسلامیه، همچنین احادیث شماره 299 و 300 نیز مربوط به دسته دوم روایات تفسیری شیعه می‌باشد.
24. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج1، ص158، همان.
25. عیاشی، ابوالنضر، محمد بن مسعود، ج1، ص284، ح303، همان.
26. همان منبع، ج1، ص283 ـ 284، ح300.



 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:محمد علی

امام محمد باقر علیه السلام در مورد قائم آل محمد می فرمایند:

به راستی در قائم از آل محمد صلّی الله علیه و آله شباهتی است به پنج تن از رسولان:

یونس بن متّی،یوسف بن یعقوب، موسی، عیسی و محمّد صلوات الله علیهم.

.. و اما شباهتش به یونس بن متّی بازگشت او از غیبت باشد در حالی كه با وجود سنّ بسیار و كهنسالی جوان باشد..
... و اما شباهتش به یوسف بن یعقوب علیهما السلام، پنهان زیستن از خاص و عام و مخفی شدن از برادران و پوشیده شدن امر او بر پدرش یعقوب علیهما السلام باشد. و این در حالی بود كه بین او و پدر و كسان و پیروانش فاصله ی نزدیكی بود.
... و اما شباهتش به موسی عیله السلام، پیوستگی ترس و دراز بودن غیبت و پنهان بودن تولّد اوست و اینكه پیروانش پس از او از اذّیت و خواری در رنج بودند تا اینكه سرانجام خدای عزّ و جلّ ظهورش را اذن داد و او را بر دشمنش یاری و نصرت فرمود.
... و اما شباهتش به عیسی علیه السلام، اختلاف كسانی است كه درباره ی او اختلاف كردند. گروهی از ایشان گفتند: زاده نشده، و برخی گفتند: مرد، و عده ای گفتند: كشته شد و به صلیب آویخته گشت.
... و اما شباهتش به نیای خویش مصطفی صلی الله علیه و آلهة خروج او با شمشیر و كشتن دشمنان خدا و رسول صلی الله علیه و آله و جبّاران و سر كشان است.



 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:محمد علی

بهترین سلامهای عاشقانه را ضرب در تمام یاسهای صد بهار عشق می کنم و به زیباترین بهانه دلتنگی ، از جنس انتظار می آمیزم و نثار چشم های روشنت می کنم .

 

ای سپیده دم ، ای طلوع منتظر ! سلام من ، سلام دل ، سلام چشم های مانده پشت در ، سلام بیت بیت شعرهایم ، سلام قطره قطره اشکهایم تقدیم تو باد !

 

هر زمان که پشت پلک های خیس انتظار ، دلم هوای تو را کرد و مثل عصر جمعه ها گرفت ، برای تو ای شکوه جمعه ها ، خطی از دلم روانه می کنم . می نگارم از ته دلم ، دل نوشته ای به وسعت بهار تا میان قلب هایمان پلی شود و من برای چشم تو راز گریه های نیمه شب ، چشم انتظاری غروب جمعه ها ، شِکوه های عاشقانه را با تمام بغض های وانگشته ام درد دل کنم . از خودم ، از هوای کوچه های بی عبور و ساکت دلم ، چشم های مانده پشت قاب های پنجره ، از عبور جمعه های دلواپسی ، از تمام لحظه های بی کسی ، با زبان واژه های درد با تو شِکوه سر کنم .

 

مرا که می شناسی ای دل صبور حادثه ، یک غریبه از میان پابرهنگان سرزمین خسته ، خسته از جفایم ، از کویر زخمی که در عطش عدل تو می سوزد ، از هوایی که در آن دیری است باران نباریده است جز زلال اشکهای کودکان ، پشت یک وداع آتشین ، مرا خوب می شناسی ، به دعوت دل تو عاشقت شدم ، مگر بدون اجازه ی تو می شود عاشق شد ؟

 

مولای من ! جمعه ها از پی هم می آیند ولی تو نیامدی .

 

مولای من کجایی و شهر صفا کجاست ؟ عجیب پس کوچه های غربت دلگیر است .

 

ای گل نرگس ! هر شب که در صفای محراب عشق به معراج می روی ، دعا کن که از سفر برگردی و چشمان عاشقمان را به اشک شوق تر کنی . دعا کن که از سفر برگردی .

 

راستی مهربان من ! نامه ام را با کدامین نشانه و به کدامین نشانی روانه کنم و به دست کدامین قاصد بسپارم .

 

نمی دانم چرا گفته اند که دل نوشته ی سبزم را به امواج آب ها بسپارم ؟ شاید تمام آب ها و آبی ها در جستجوی چشمه چشمان تواند و تو را خواهند یافت و نامه ام را به قلب نازنین تو خواهند سپرد . پس من نامه ام را به جاری اشک هایم می سپارم و روی قطره هایش می نویسم :

 

                                                                              برسد به دست یارم !



 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:محمد علی

امام علی (ع) :
 روزه دل از روزه داشتن  زبان بهتر و روزه زبان از روزه داشتن شكم بهتر است .

امام جعفر صادق (ع): چون روزه گرفتی غیبت كسی را مكن و روزه ات را به ستم  میامیز و همانند آن كس مباش كه به خاطر ریا و خودنمائی درنزد  مردم روزه می گیرد ، چهره ها و سر هایشان غبار آلود و دهان هایشان خشك باشد تا مردم بدانند آنها در روزه اند.                            



 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:محمد علی

 

رمضان یعنی تبلور «وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» در کالبد خاکی انسان!
یعنی حلاوت وصلی دوباره با روح پاک عاشقی و شیدایی؛ یعنی گستردن دل در لحظات سبز مناجات به روی احساسات لطیف....
رمضان یعنی گشودن سجاده بندگی در خراب آباد فراق و هجران و یافتن ندای ملکوتی «اُدْعُونِی اَسْتَجِبْ لَکُمْ» رمضان یعنی پس از دویدن در سراب ها و یافتن تباهی ها؛ رسیدن به حلقه مفقود شده از مدار مهربانی و یافتن انعکاس ندای مستجاب شدۀ ما به سوی ما!

الهی... یا اَسْمَع السامِعین... رمضان آمد و من دوباره با کوله باری از نیاز آمده ام که جرعه ای از آغوش گرم مناجاتت را به دل نا آرامم بچشانی و تصویر شیرینی مقام وصال را به کام افکار و اعمالم نشان دهی... و من آمده ام تا مهمان لحظه های سبز بی خویشتن شوم تا از بلندای آسمان، این پنجرۀ هفت رنگ رؤیایی که بارگاه همیشه گسترده ملائک است، بال بگشایم و پر بسایم به مدار عشقت تا دور دست تکامل و عرفان!
مرا دریاب یا سَتَّار َالعُیُوب تا پهن دشت پیکرم که فرسوده از علف های هرز کوته بینی و کج نگری شده را با حضور سبز و روحانی ات بیامیزم!
قنوتم را ببین که نیازم را به نمایش می گذارد در آسمان آبی عظمت تو و از برهوت کلمات نجاتم ده که هیچ واژه ای گویای احساساتم نیست!
یا ربَّ النُور العَظیم ... در ماه آفتاب آفرینی مرا با نور خویش تجلی ده؛ در نور مهمان کن؛ با نور بیامیز؛ با نور متولد کن و با نور بمیران... یا نُورَ الْمُسْتَوْحِشینَ فِی الظُلَم...
التماس دعا



 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:محمد علی

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً



 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:محمد علی

1-
حضرت امام حسن عسكری( علیه السلام) فرمود: همانا خداوند متعال، حجّت و خلیفه خود را براى بندگانش الگو و دلیلى روشن قرار داد، همچنین خداوند حجّت خود را ممتاز گرداند و به تمام لغت ها و اصطلاحات قبائل و اقوام آشنا ساخت و أنساب همه را مى شناسد و از نهایت عمر انسان ها و موجودات و نیز جریات و حادثه ها آگاهى كامل دارد و چنانچه این امتیاز وجود نمى داشت، بین حجّت خدا و بین دیگران فرقى نبود.

2-
فرمود: علامت و نشانه ایمان پنج چیز است: انگشتر به دست راست داشتن، خواندن پنجاه و یك ركعت نماز (واجب و مستحبّ)، خواندن «بسم الله الرّحمن الرّحیم» را (در نماز ظهر و عصر) با صداى بلند، پیشانى را ـ در حال سجده ـ روى خاك نهادن، زیارت اربعین امام حسین(علیه السلام) انجام دادن.

3-
فرمود: عبادت در زیاد انجام دادن نماز و روزه نیست، بلكه عبادت با تفكّر و اندیشه در قدرت بى منتهاى خداوند در امور مختلف مى باشد.

4-
فرمود: دو خصلت و حالتى كه والاتر از آن دو چیز نمى باشد عبارتند از: ایمان و اعتقاد به خداوند، نفع رساندن به دوستان و آشنایان.

5-
فرمود: با دوست و دشمن خوش گفتار و خوش برخورد باشید، امّا با دوستان مؤمن به عنوان یك وظیفه كه باید همیشه نسبت به یكدیگر با چهره اى شاداب برخورد نمایند، امّا نسبت به مخالفین به جهت مدارا و جذب به اسلام و احكام آن.

6-
فرمود: تداوم دوستى و معاشرت با كسى كه احتمال دارد سودى برایت داشته باشد، بهتر است از كسى كه محتمل است شرّ ـ جانى، مالى، دینى و... ـ برایت داشته باشد.

7-
فرمود: مواظب باش از این كه بخواهى شایعه و سخن پراكنى نمائى و یا این كه بخواهى دنبال مقام و ریاست باشى و تشنه آن گردى، چون هر دوى آن ها انسان را هلاك خواهد نمود.

8-
فرمود: مدارا و سازش با دشمنان خدا ـ و دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) در حال تقیّه ـ بهتر است از هر نوع صدقه اى كه انسان براى خود بپردازد.

9-
فرمود: نیكوئى شكل و قیافه، یك نوع زیبائى و جمال در ظاهر انسان پدیدار است و نیكو بودن عقل و درایت، یك نوع زیبائى و جمال درونى انسان مى باشد.

10-
فرمود: هركس دوست و برادر خود را محرمانه موعظه كند، او را زینت بخشیده; و چنانچه علنى باشد سبب ننگ و تضعیف او گشته است.

11-
فرمود: كسى كه در مقابل مردم بى باك باشد و رعایت مسائل اخلاقى و حقوق مردم را نكند، تقواى الهى را نیز رعایت نمى كند.

12-
فرمود: قبیح ترین و زشت ترین حالت و خصلت براى مؤمن آن حالتى است كه داراى آرزوئى باشد كه سبب ذلّت و خوارى او گردد.

13-
فرمود: بهترین دوست و برادر، آن فردى است كه خطاهاى تو را به عهده گیرد و خود را مقصّر بداند.


14-

فرمود: حقّ و حقیقت را هیچ صاحب مقام و عزیزى ترك و رها نكرد مگر آن كه ذلیل و خوار گردید، همچنین هیچ شخصى حقّ را به اجراء در نیاورد مگر آن كه عزیز و سربلند شده است.

15-
فرمود: یكى از مصائب و ناراحتى هاى كمرشكن، همسایه اى است كه اگر به او احسان و خدمتى شود آن را پنهان و مخفى دارد و اگر ناراحتى و اذیّتى متوجّه اش گردد آن را علنى و آشكار سازد.

16-
به شیعیان و دوستان خود فرمود: تقواى الهى را پیشه كنید و در امور دین ورع داشته باشید، در تقرّب به خداوند كوشا باشید و در صحبت ها صداقت نشان دهید، هركس امانتى را نزد شما نهاد آن را سالم تحویلش دهید، سجده هاى خود را در مقابل خداوند طولانى كنید و به همسایگان خوش رفتارى و نیكى نمائید.

17-
فرمود: هركس در دنیا در مقابل دوستان و هم نوعان خود متواضع و فروتنى نماید، در پیشگاه خداوند در زُمره صِدّیقین و از شیعیان امام علىّ (علیه السلام) خواهد بود.

18-
فرمود: كسى كه ناراحتى تب و لرز دارد، این آیه شریفه قرآن در «سوره أنبیاء، آیه 69» را روى كاغذى بنویسید و بر گردن او آویزان نمائید تا با إذن خداوند متعال بهبود یابد.

19-
فرمود: ذكر و یاد خداوند متعال، مرگ و حالات آن، تلاوت و تدبّر قرآن; و نیز صلوات و درود فرستاد بر حضرت رسول ـ و اهل بیتش (علیهم السلام) ـ را زیاد و به طور مكرّر انجام دهید، همانا پاداش صلوات بر آن ها، ده حسنه و ثواب مى باشد.

20-
فرمود: همانا شما انسان ها در یك مدّت و مهلت كوتاهى به سر مى برید كه مدّت زمان آن حساب شده و معیّن مى باشد و مرگ، ناگهان و بدون اطلاع قبلى وارد مى شود و شخص را مى رباید، پس متوجّه باشید كه هركس هر مقدار در عبادت و بندگى و انجام كارهاى نیك تلاش كند ـ فرداى قیامت ـ غبطه مى خورد كه چرا بیشتر انجام نداده است و كسى كه كار خلاف و گناه انجام دهد پشیمان و سرافكنده خواهد بود.

21_هركس گفتن «نمی دانم» را واگذارد، به هلاكت گاه خود درآید ( امام علی علیه السلام )



  • تعداد کل صفحات:5 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5