تبلیغات
آقا امام زمان (عج) - اربعین نزدیک است به یاد دخت 3 ساله

آقا امام زمان (عج)

اللهم عجل لولیك الفرج

 

اربعین نزدیک است به یاد دخت 3 ساله

 

نوشته شده توسط:محمد علی

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
دنبال او شب تار صیاد رفته باشد

یک زخم بر دو گونه یک چشم نیم بسته
از زجر یادگاری یک دنده شکسته

فهمیده ام در این شهر معنای سیری ام را
از ضرب دست خوردم دندان شیری ام را

نامحرمی که با خود دیشب سر تو را داشت
وقتی به گوش من زد انگشتر تو را داشت

طفلی که خنده میزد بر این لباس پاره
او گوشوار من داشت من زخم گوشواره

من خار میکشیدم با ناخنی شکسته
او با گل سر من گیسوی خویش بسته

وقتی که شعله افتاد از بام روی معجر
نگذاشت ساربان تا بردارم آتش از سر

من باز ماندم از درد از فرط ناتوانی
او رفت و پیش پایم انداخت تکه نانی

من سخت باز کردم انگشت کوچکم را
او رفت و بین دستش دیدم عروسکم را

دیشب که خواب رفتم یک بار بی عمویم
زنجیر دست و پایم پیچید بر گلویم

از کوفه آمدی و سنگ صبور داری
رنگ محاسنت زرد بوی تنور داری

ای سر بیا که مردم از دختران شامی
از خنده های کوفی از خنده های شامی

ای کاش پای حلقت میمرد دختر تو
آری هنوز گرم است رگ های حنجر تو

من را ببخش اگر که لکنت زبان گرفتم
آخر شکسته دستی دندان شیری ام را