تبلیغات
آقا امام زمان (عج)

آقا امام زمان (عج)

اللهم عجل لولیك الفرج

 

اعمال شب و روز عید قربان

 

نوشته شده توسط:محمد علی

اعمال شب و روز عید قربان

گل

شب دهم ذیحجه از شب‎های مبارک است. و جزء چهار شبی است که احیاء و شب زنده داری در آنها مستحب است. در شب عید قربان، درهای آسمان باز است. برای این شب اعمالی ذکر شده است:

1- زیارت امام حسین علیه السلام .

2- خواندن دعای "یا دائِمَ الْفَضْلِ عَلیَ الْبَرِیَّةِ" که در شب جمعه هم وارد شده است.

 

اعمال روز عید قربان

روز دهم ذیحجه، روز عید قربان است و بسیار روز شریفی است و اعمال آن چند چیز است:

1- غسل . که در این روز سنّت مؤکد است و بعضی از علماء واجب دانسته‎اند.

2- اقامه نماز عید قربان، به همان نحو که در عید فطر ذکر شده است. اما در این روز مستحب است که بعد از نماز، با گوشت قربانی افطار شود.

3- خواندن دعاهائی که وارد شده پیش از نماز عید و بعد از آن و در اقبال ذکر شده و شاید بهترین دعاهای این روز، دعای چهل و هشتم صحیفه سجادیه باشد که اوّل آن "اَللّهُمَّ هذا یَوْمٌ مُبارَکٌ" است.

4- خواندن دعای چهل و ششم صحیفه سجادیه که اینگونه آغاز می‎شود: "یا مَنْ یَرْحَمُ مَنْ لا یَرْحَمُهُ الْعِبادُ". 

5- خواندن دعای ندبه .

6- قربانی کردن؛ که سنّت مؤکّد است .

7- خواندن تکبیرات برای کسی که در منا باشد بعد از پانزده نماز که اولش نماز ظهر روز عید است و آخرش نماز صبح روز سیزدهم است. و کسانی که در سایر شهرها هستند نیز بعد از ده نماز از ظهر روز عید تا صبح دوازدهم این تکبیرات را بگویند. تکبیرات بنا بر روایت صحیح در اصول کافی از این قرار است :

اللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ لا اِلهَ اِلا اللهُ وَاللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ ولِلّه الْحَمْدُ اللّهُ َکْبَرُ

خدا بزرگتر از توصیف است، معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر است، و ستایش خاص خدا است

اعَلی ما هَدانا اَللّهُ اَکْبَرُ عَلی ما رَزَقَنا مِنْ بَهیمَةِ الاْنْعامِ

خدا بزرگتر است بر آنچه ما را راهنمائی کرد خدا بزرگتر است بر آنچه روزی ما کرد از چهارپایان انعام (شتر و گاو و گوسفند)

وَالْحَمْدُلِلّهِ عَلی ما اَبْلانا.

و ستایش خاص خدا است برای آنکه آزمود ما را .

و مستحب است که به مقداری که توانایی است این تکبیرات بعد از نمازها تکرار شود.

 

منبع:

مفاتیح الجنان




دعای عرفه با صدای حاج مهدی منصوری

 

نوشته شده توسط:محمد علی

دعای عرفه با صدای حاج مهدی منصوری

حاج مهدی منصوری 01:52:39 19.3 MB دانلود





برگزیده‎ای از دعای امام حسین علیه السلام در عرفه

 

نوشته شده توسط:محمد علی

برگزیده‎ای از دعای امام حسین علیه السلام در عرفه


 
1ـ ستایش حق تعالی:
ستایش سزاوار خداوندی است كه كس نتواند از فرمان قضایش سرپیچد و مانعی نیست كه وی را از اعطای عطایا، باز دارد. و صنعت هیچ صنعتگری به پای صنعت او نرسد. بخشنده بی‎دریغ است. اوست كه بدایع خلقت را به سرشت و صنایع گوناگون وجود را با حكمت خویش استوار ساخت... .
 
2 - تجدید عهد و میثاق با خدا:
پروردگارا به سوی تو روی آورم. و به ربوبیت تو گواهی دهم. و اعتراف كنم كه تو تربیت كننده و پرورنده منی. و بازگشتم به سوی توست. مرا با نعمت آغاز فرمودی قبل از این كه چیز قابل ذكری باشم... .
 
3ـ خود شناسی:
و قبل از هدایت مرا با صنع زیبایت مورد رأفت و نعمت‎های بی‎كرانت قرار دادی. آفرینشم را از قطره آبی روان پدید آوردی. و در تاریكی‎های سه‎گانه جنینی سكونتم دادی: میان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرینش خویش نگرداندی و هیچ‎یك از امورم را به خودم وانگذاشتی... .
 
4ـ راز آفرینش انسان:
ولی مرا برای هدفی عالی یعنی هدایت (و رسیدن به كمال) موجودی كامل و سالم به دنیا آوردی. و  در آن هنگام كه كودكی خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ كردی. و مرا از شیر شیرین و گوارا تغذیه نمودی. و دل‎های پرستاران را به جانب من معطوف داشتی. و با محبت مادران به من گرمی و فروغ بخشیدی... .
 
5ـ تربیت انسان در دانشگاه الهی:
تا این كه با گوهر سخن، مرا ناطق و گویا ساختی. و نعمت‎های بی‎كرانت را بر من تمام كردی. و سال به سال بر رشد و تربیت من افزودی. تا این كه فطرت و سرنوشتم، به كمال انسانی رسید. و از نظر توان اعتدال یافت. حجتت را بر من تمام كردی كه معرفت و شناختت را به من الهام فرمودی... .
 
6ـ نعمت‎های خداوند:
آری این لطف تو بود كه از خاك پاك عنصر مرا بیافریدی. و راضی نشدی ای خدایم كه نعمتی را از من دریغ داری. بلكه مرا از انواع وسائل زندگی برخوردار ساختی. با اقدام عظیم و مرحمت بی‎كرانت بر من . و با احسان عمیم خود نسبت به من، تا این كه همه نعماتت را درباره من تكمیل فرمودی... .
 
7ـ شهادت به بی‎كرانی نعمت‎های الهی:
الهی! من به حقیقت ایمانم، گواهی دهم. و نیز به تصمیمات متیقن خود و به توحید صریح و خالصم
و به باطن نادیدنی نهادم. و پیوست‎های جریان نور دیده‎ام. و خطوط ترسیم شده بر صفحه پیشانی‎ام، و روزنه‎های تنفسی‎ام، و نرمه‎های تیغه بینی‎ام. و آوازگیرهای پرده گوشم و آنچه در درون لب‎های من پنهان است... .
 
8ـ ناتوانی بشر از بجا آوردن شكر الهی:
گواهی می‎دهم ای پروردگار كه اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بكوشم تا شكر یكی از نعمات تو بجا آورم، نتوانم مگر باز هم توفیق تو رفیقم شود، كه آن خود مزید نعمت و مستوجب شكر دیگر، و ستایش جدید و ریشه‎دار باشد... .
 
9ـ ستایش خدای یگانه:
بنابر این من با تمام جد و جهد و توش و توانم تا آنجا كه وسعم می‎رسد با ایمان و یقین قلبی گواهی می‎دهم. و اظهار می‎دارم:
حمد و ستایش خدایی را كه فرزندی ندارد تا میراث‎برش باشد. و در فرمانروایی نه شریكی دارد تا با وی در آفرینش بر ضدیت برخیزد و نه دستیاری دارد تا در ساختن جهان به وی كمك دهد... .
 
10ـ خواسته‎های یك انسان متعالی:
خداوندا، چنان كن كه از تو بیم داشته باشم، آنچنان كه گویی تو را می‎بینم و مرا با تقوایت رستگار كن! اما به خاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر كن كه سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد. و در تقدیراتت خیر و بركت به من عطا فرما!
 
11ـ سپاس به تربیت‎های الهی:
خداوندا! ستایش از آن توست كه مرا آفریدی. و مرا شنوا و بینا گرداندی! و ستایش سزاوار توست كه مرا بیافریدی و خلقتم را نیكو بیاراستی. به خاطر لطفی كه به من داشتی والا... .
 
12ـ نیازهای تربیتی از خدا:
و مرا بر مشكلات روزگار، و كشمكش شب‎ها و روزها یاری فرمای! و مرا از رنج‎های این جهان و محنت‎های آن جهان نجات بده و از شر بدی‎هایی كه ستمكاران در زمین می‎كنند نگاه بدار... .
 
13ـ شكایت به پیشگاه خداوند:
خدایا! مرا به كه وا می‎گذاری؟ آیا به خویشاوندی كه پیوند خویشاوندی را خواهد گسست؟ یا به بیگانه كه بر من بر آشفتد؟ یا به كسانی كه مرا به استضعاف و استثمار كشانند؟ در صورتی كه تو پروردگار من و مالك سرنوشت منی؟
 
14ـ ای مربی پیامبران و فرستنده كتب آسمانی:
ای خدای من و ای خدای پدران من! ابراهیم، اسماعیل، اسحاق و یعقوب، و ای پروردگار جبرائیل، میكائیل و اسرافیل. و ای تربیت كننده محمد، خاتم پیامبران و فرزندان برگزیده‎اش. ای فرو فرستنده تورات، انجیل زبور و فرقان ... .


ادامه مطلب

به استقبال غدیر

 

نوشته شده توسط:محمد علی

این روزها چه روزهای با عظمتی است!

موسی به طور میرود و فاطمه (س) به خانه علی(ع)!

ابراهیم با اسماعیل به قربانگاه

محمد (ص) با علی (ع)به غدیر

و حــــــــــــــــسین (ع) با هستــــــــــــــیش به کـــــــــــــــــــربلا


به استقبال غدیر

 

نوشته شده توسط:محمد علی

آخه مگه امکان داره 120 هزار نفر یک چیز رو فراموش کنند؟
اونم مسئله ی مهمی مثل غدیر رو!؟
اونم در عرض 70 روز!؟
آخه عقلت چی میگه!؟

قرار شده بود حضرت موسی 30 روز به کوه طور برن...
10روز اضافه شد...
وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعینَ لَیْلَةً (اعراف 142)
و با موسی سی شبه وعده کردیم و آن را به ده شب دیگر کامل کردیم ، و وعده پروردگارش چهل شب تمام شد
قوم حضرت موسی با تحریکات سامری گوساله ای از طلا ساختن و شروع کردن به پرستیدن گوساله!

نتیجه ... قوم حضرت موسی 40 روز بعد از رفتن حضرت موسی، و تنها بخاطر 10 روز تاخیر گوساله پرست شدند! فقط 10 روز تاخیر...

ذهن ها عجیب هستند...
می دانند فراموش کرده اند
اما نمی دانند چه را فراموش کرده اند ...


وواعدنا موسی ثلاثین لیلة واتممناها بعشر...

 

نوشته شده توسط:محمد علی

وواعدنا موسی ثلاثین لیلة واتممناها بعشر...
چرا از اولش نگفتی چهل روز؟
تو که حساب کتابات دقیقه..
ریزش و رویش این ده روز بیشتره یا اون سی روز ...
حر زانو زد، زهیر رسید، مختار رو لبه موند...
هر روز که میگذره انگار شعرها زنده تر میشن
شعرهای انتظار...
وجان به گلوگاه نزدیک تر میشه
حساب میکنم چندتا عاشورا دیدم، چند ساله خون میجوشه...
چندتا چله شده این عمر و این ده روز به سر نیومده
هارون ها قربانی شدند
سامری ها زیر و زبر
من کجای این چله ام...
موسی...
موسی بلا در خانه افتادست برگرد..
_________________________________________


برگرفته از وبلاگ عروة الوثقی



حدیث

 

نوشته شده توسط:محمد علی

امام صادق سلام الله علیه :

لَولا أنَّ اللَّهَ خَلَقَ أمیرَ المُؤمِنینَ لِفاطِمَةَ ما كانَ لَها كُفوٌ عَلَى ظَهرِ الأرضِ؛

اگر خداوند امیرمؤمنان سلام الله علیه را براى فاطمه سلام الله علیها نمى‌آفرید، در زمین همتایى براى او نبود

_______________________________

دانش‌نامه قرآن و حدیث: ج 3، ص 366، ح 187

یکم ذی الحجه سالروز صلح حدیبیه و اعتراف عمر بن خطاب به شک در نبوت

 

نوشته شده توسط:محمد علی


یکم ذی الحجه سالروز صلح حدیبیه و اعتراف عمر بن خطاب به شک در نبوت



عمر مکرر در نبوت رسول خدا ص شک می کرد. از جمله شک های وی در روز حدیبه بود که حمیدی در جمع بین الصحیحین اعتراف به آن کرده که عمر گفت:

ما شککت فی نبوة محمد قط کشکی یوم الحدیبیة ! [1]
یعنی هرگز به اندازه شکی که در روز حدیبیه در نبوت پیامبر اکرم ص کردم شک نکرده بودم.

این کلام وی خود نشان دهنده آن است که وی مادام و همیشه در نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه واله شک می کرده است. ولی شک وی در روز حدیبیه با بقیه شک ها فرق می کرده است.

علت شک عمر آن بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرموده بودند که به مکه می رویم و اعمال حج انجام خواهیم داد. و به همین منظور به همراه جمع کثیری از اصحاب به سوی مکه به راه افتادند. ولی مشرکان که از طرفی نمی خواستند که مسلمانان به حج بیایند و از طرفی هم خود را قادر به مقابله و جنگ با ایشان نمی دانستند تصمیم گرفتند که با پیامبر عظیم الشان اسلام صلح کنند. برای همین مشرکان چندی از بزرگان خود را پیش پیامبر اکرم ص فرستادند. پیامبر اکرم ص نیز صلاح دیدند که به مدینه برگردند و به حج نروند و با ایشان صلح کنند. که البته مفاد و شروط این صلح منافع بسیاری بعدها برای مسلمانان به وجود آورد. ولی عمر که از شروط صلح نامه خمشگین شده بود به محضر پیامبر اکرم ص رسید و مثل همیشه با تندی و توهین با ایشان سخن گفت.

بخارى ماجرای توهین عمر را در آخر كتاب شروط صحیح خود نقل مى كند كه عمر مى گوید: به پیغمبر گفتم : آیا تو پیغمبر بر حقّ خدا نیستى ؟

فرمود: چرا هستم .
گفتم : آیا ما بر حقّ و دشمن ما بر باطل نیستند؟
فرمود: چرا.
گفتم : پس چرا در دین خود پستى و خفت نشان دهیم ؟
در این هنگام پیغمبر - صلّى اللّه علیه وآله - فرمود: من پیغمبر خدا هستم و نافرمانى او را نخواهم كرد!و خدا هم یاور من است.
عمر گفت : به پیغمبر گفتم : مگر تو نمى گفتى كه ما بزودى به خانه خدا مى رسیم و آن را طواف مى كنیم ؟
فرمود: چرا، ولى آیا گفتم امسال چنین خواهد شد؟
گفتم : نه .
فرمود: پس این را بدان كه به خانه خدا مى آیى و آن را طواف مى كنى. [2]

این نوع سخن گفتن وی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله خود دلیل واضح و روشنی است بر عدم اعتقاد وی به نبوت ایشان. و به همین دلیل در روز حدیبیه عمر حقیقت درون خودش را بیان می کند و اظهار می دارد که در نبوت پیامبر شک دارد و در واقع اصلا عقیده ندارد. آیا کسی که عقیده به نبوت دارد و طبق حکم قران کلام پیامبر را وحی می داند در کارها و سخنان وی شک می کند و او را توبیخ می کند ! ؟

_______________________________________________

اسناد:
[1] المصنف عبدالرزاق ج۵ ص ۳۳۹- منشورات المجلس العلمی
صحیح ابن حبان ج ۱۱ ص۲۲۴- موسسه الرساله
المعجم الکبیر ج ۲۰ ص ۱۴- مکتبه ابن تیمیه
الدر المنثور ج۶ ص۷۷- دارالمعرفه
تاریخ مدینه دمشق ج ۵۷ ص ۲۲۹- دارالفکر

[2] صحیح البخاری ك الشروط باب الشروط فی الجهاد ج 2 / 122 ط دار الكتب العربیة بحاشیة السندی وج 3 / 256 ط مطابع الشعب، مسند أحمد ج 4 / 330 ط 1.


ویژگی های ذكر لاحول و لا قوة الا بالله العلى العظیم

 

نوشته شده توسط:محمد علی

ویژگی های ذكر لاحول و لا قوة الا بالله العلى العظیم :

1. دفع بلا و رفع غم و غصه
امام صادق (ع ) فرمودند: کسى که در هر روز صد بار بگوید لا حول و لا قوة الا بالله خداوند هفتاد نوع بلا را از او دور مى گرداند که کمترین آنها غم و غصه است 1…
2.تأخیر زمان مرگ
امام صادق (ع ) فرمودند: آن کس که هزار بار بگوید لا حول و لا قوة الا بالله خداى تعالى حج خانه اش را روزى اش خواهد نمود و اگر مرگش نزدیک باشد، خدا آن را به تأخیر خواهد انداخت تا حج را روزى اش ‍ سازد.2
3.ذکر سر بریده امام حسین (ع )
در دمشق شنیده شد که سر مطهر امام حسین (ع ) مى گوید: لا حول و لا قوة الا بالله .3
4.گنجى از بهشت
رسول خدا (ص ) فرمود: بسیار «لا حول و لا قوة الا بالله» بگویید که آن از گنج هاى بهشت است .4
5.دور شدن هفتاد بلا
راوى مى گوید شنیدم که امام صادق (ع ) فرمودند: کسى که بگوید لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم خداى عزوجل به خاطر آن هفتاد نوع بلا را از او دور مى گرداند که کمترین آنها خفه شدن است .5
6.رفع درد و اندوه
از پیغمبر اکرم (ص ) روایت شده است که فرمودند: سخن لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم گنجى از گنجهاى بهشت است و آن باعث شفا یافتن از نود و نه درد است که آسانترین آنها اندوه است .6
7.شفاى هفتاد و دو نوع درد
رسول خدا (ص ) فرمود: هر کس که نعمت هاى فراوان به وى برسد الحمد لله رب العالمین بسیار بگوید، و آن که تهیدستى به وى فشار آورد لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم زیاد بگوید که آن گنجى از گنج هاى بهشت است و شفاى هفتاد و دو نوع درد است که کمترین آنها اندوه مى باشد.
8.هرگاه اندوهگین شدى
از امام صادق (ع ) روایت شده است که در سفارشى فرموده اند: اى ، سفیان ! هر گاه خدا به یکى از شما نعمتى عطا فرمود، بایستد و خداى عزوجل را ستایش و سپاس گوید، یعنى بگوید الحمد لله و هر گاه روزى اش برسد، باید درخواست آمرزش کند، یعنى بگوید استغفر الله و هر گاه اندوهگین شود، بگوید لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم .7
9.داروى نود و نه بیمارى
از رسول خدا (ص ) روایت شده است که فرمودند: گفتن لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم دارویى است که نود و نه بیمارى را بهبود مى بخشد که آسانترین آنها اندوه است و معناى این کلمه چنین است هیچ حرکت و نیرویى جز به سبب و خواست خدا پدید نیامد.8
10.رفع شدن بلایا
از امام صادق (ع ) روایت شده که فرمود: هر گاه نماز بامداد و مغرب خواندى ، هفت بار بگو: بسم الله الرحمن الرحیم ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم زیرا هر که آن را بگوید، به او نرسد جنون و جذام و برص ، و نه هفتاد نوع از انواع بلا.9
امام صادق (ع ) نقل است که پیامبر (ص ) فرموده اند: هر کس که فقر به او روى آورد، این ذکر را زیاد بگوید: لا حول و لا قوة الا بالله .
11.مرتفع شدن انواع بلیات
از امام باقر (ع) روایت شده است که رسول گرامى خدا (ص) فرمودند:


ادامه مطلب

روی سنگ قبر مطهّر امام رضا (ع) چی نوشته شده

 

نوشته شده توسط:محمد علی

دلتون میخواد بدونید روی سنگ قبر مطهّر امام رضا (ع) چی نوشته شده؟
متن زیر بر سطح سنگ مرقد امام رضا ( علیه السلام ) حک شده است :

http://up99.com/upfiles/jpg_files/CMH44392.jpg
«هذا هو المرقد الشریف للامام التقی النقی الصدیق الشهید ، وارث الانبیاء والمرسلین ، ثامن الائمه المعصومین من اهل بیت رسول رب العالمین ، حجه الله علی الخلق اجمعین ، سیدنا و مولانا ابی الحسن الرضا علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین .
ولد بالمدینه فی الحادی عشر من ذی القعده عام 148 و استشهد بطوس فی آخر صفر سنه 203 من الهجره النبویه و قد جدّد هذا المضجع المطهر عام 1418 هـ .ق »
ترجمه متن کتیبه :
«این مرقد شریف امام پرهیزگار ، پاک ، راستگو ، شهید و وارث پیامبران و فرستادگان پروردگار ، هشتمین فرد از امامان معصوم اهل بیت پیامبر خدای جهانیان ، حجت خدا بر تمام موجودات عالم ، آقا و مولای ما ابوالحسن رضا ، علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ( علیه السلام ) ، که سلام و درود خداوند بر تمام آنان باد .
در روز 11 ذی العقده سال 148 هـ .ق در مدینه متولد و در آخر ماه صفر سال 203 از هجرت پیامبر ، در شهر توس شهید شد و این مرقد مطهر در سال 1418 هـ .ق بازسازی شد . »
و نیز دو بیت زیر از اشعاری که حضرت به قصیده دعبل ملحق فرموده‌ اند ، بر آن حک شده :
و قبر بطوس یا لها من مصیبه * الحت علی الاحشاء بالزّفرات الی الحشر حتی یبعث الله قائماً * یفرّجُ عنا الغمّ و الکربات
( قبری در طوس است ، چه عجب مصیبتی است ، مصیبت آن با ناله ‌‌های دردناک ، آتش حسرت را تا روز قیامت در درون می ‌افروزد تا اینکه خداوند قائمی را برانگیزد و اندوه و سختی‌‌ ها را از ما برطرف سازد . )

علاوه بر این ، آیاتی از کلام الله مجید نیز زینت ‌بخش سنگ شده است :
بالای سر مبارک : یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی
پیش روی مبارک : انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل بیت و یطهرکم تطهیراً
پشت سر مبارک : سلام علی آل یاسین انا کذالک نجزی المحسنین انه من عبادنا المؤمنین
پایین پای مبارک : یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم
زیر خط ‌‌های کتیبه نوشته شده است :
سلام علی آل طه و یس * سلام علی آل خیر النبیین
سلام علی روضه حل فیها * امام یباهی به الملک و الدین
--------------------------------------------------------------
سلام بر امام عشق امام رضا (ع)



ولادت امام رضا (ع)

 

نوشته شده توسط:محمد علی

میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد،

نگین درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا-ع مبارک باد.




امام رضا علیه السلام - فرمود:

هر كس در مقابل خوبى مردم تشكر نكند، از خداى عزّوجلّ تشكر نكرده است.

عیون الاخبارالرضاعلیه السلام، ج1، ص27، ح2



http://up99.com/upfiles/jpg_files/jnB78335.jpg


ولادت امام رضا (ع)

 

نوشته شده توسط:محمد علی


http://up99.com/upfiles/jpg_files/12M78089.jpg

نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند


مردم صدای آمدنت را شنیده اند

زیباتر از همیشه شده آستان تو

آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند


ولادت امام رضا (ع)

 

نوشته شده توسط:محمد علی

http://up99.com/upfiles/jpg_files/81A73896.jpg


یکسان بود به وقت عطای تو خاص و عام

فرقی نمی کند به درت شاه یا غلام

سلطان ندیده ام ز گدا گیرد احترام

پیش از سلام زائر خود را کند سلام



حدیث

 

نوشته شده توسط:محمد علی

امام على سلام الله علیه :

أعَزُّ العِزِّ العِلمُ، لِأَنَّ بِهِ مَعرِفَةُ المَعادِ وَالمَعاشِ؛

عزّت‌مندترین عزّت، علم است؛ زیرا معاد و معاش با آن شناخته مىشود


مناظره خواندنی امام صادق (ع) با ابوجنیفه

 

نوشته شده توسط:محمد علی

مناظره خواندنی  امام صادق (ع) با ابوجنیفه :


روزى ابو حنیفه - یكى از پیشوایان و رهبران اهل سنّت - به همراه عدّه اى از دوستانش به مجلس امام جعفر صادق علیه السلام وارد شد و اظهار داشت :

یابن رسول اللّه ! فرزندت ، موسى كاظم علیه السلام را دیدم كه مشغول نماز بود و مردم از جلوى او رفت و آمد مى كردند؛ و او آن ها را نهى نمى كرد، با این كه رفت و
آمدها مانع معنویّت مى باشد؟!

امام صادق علیه السلام فرزند خود موسى كاظم علیه السلام را احضار نمود و فرمود: ابو حنیفه چنین مى گوید كه در حال نماز بودى و مردم از جلوى تو رفت و آمد مى كرده اند و مانع آن ها نمى شدى ؟

پاسخ داد: بلى ، صحیح است ، چون آن كسى كه در مقابلش ایستاده بودم و نماز مى خواندم ، او را از هر كسى نزدیك تر به خود مى دانستم ، بنابر این افراد را مانع و مزاحم عبادت و ستایش خود در مقابل پروردگار متعال نمى دانستم .

سپس امام جعفر صادق علیه السلام فرزند خود را در آغوش گرفت و فرمود: پدر و مادرم فداى تو باد، كه نگه دارنده علوم و اسرار الهى و امامت هستى .

بعد از آن خطاب به ابو حنیفه(ل.ع) كرد و فرمود: حكم قتل ، شدیدتر و مهمّتر است ، یا حكم زنا؟

ابو حنیفه گفت : قتل شدیدتر است .

امام علیه السلام فرمود: اگر چنین است ، پس چرا خداوند شهادت بر اثبات قتل را دو نفر لازم دانسته ؛ ولى شهادت بر اثبات زنا را چهار نفر قرار داده است ؟!

سپس حضرت به دنباله این پرسش فرمود:

ادامه مطلب

  • تعداد کل صفحات:82 
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...