تبلیغات
آقا امام زمان (عج)

آقا امام زمان (عج)

اللهم عجل لولیك الفرج

 

یا ذالجلال و الاكرام

 

نوشته شده توسط:محمد علی

¤یا ذالجلال و الاكرام¤

رسول اكرم صلى الله علیه و آله :


ما مِن ساعَةٍ تَمُرُّ بِابن آدَمَ لَم یُذکَر اللهُ فیها إلّا حَسِرَ عَلَیها یَومَ القیامَةِ.


هر لحظه ای که بر فرزند آدم بگذرد و او به یاد خدا نباشد روز قیامت حسرتش را خواهد خورد

_____________________


کنز العمال ح1819

خلیفه سوم عثمان خود را کافر میدانست

 

نوشته شده توسط:محمد علی

خلیفه سوم عثمان خود را کافر میدانست

مغیرة بن شعبه پیش عثمان که در محاصره بود- آمده گفت: ای امیرال... این جماعت علیه تو اجتماع کرده اند، بنابراین اگر مایلی برو به مکه، یا اگر میخواهی از دیوار خانه ات دری برایت میگشائیمتا از آنجا به شام بروی، و در آنجا معاویه و طرفدارانی که از مردم شام داری هستند، و هر گاه هیچیک از اینها را نمی پسندی تو و ما بیرون میائیم و اختلافمان را با این جماعت به قرآن عرضه میداریم.

عثمان گفت: در مورد پیشنهاد رفتن به مکه، من از پیامبر خدا صلی الله علیه و اله شنیدم که میفرمود: در مکه یکی از قریش کافر و مدفون میشود که نیمی از عذاب این امت اعم از انس و جن نصیبش خواهد شد. بنابراین نمیخواهم من آن شخص باشم... !!!

از این روایت بر میاید که عثمان بر اثر یقینی که به جرائم وگناهان خویش داشته بیش از این که به مفاد روایاتی که هوادارانش برایش ساخته و نقل کرده اند. مانند حدیثی که به او و نه نفر دیگر مژده بهشت میدهد. اطمینان داشته باشد به انطباق حدیثی بر خویش اطمینان داشته است که درباره یک قرشی نامعلوم و غیرمشخص آمده است.


___________________________

منبع :

(الغدیر 9/153, مسند الحرم 67:1، الامامة والسیاسة لابن قتیبة ص 35، تاریخ الخطیب 272:14، الریاض النضرة 129:2، تاریخ ابن کثیر 210: 7، مجمع الزوائد 230:7 ، الصواعق ص 66، تاریخ الخلفاء للسیوطی ص 109، السیرة الحلبیة 188:1، تاریخ الخمیس 263:2، إزالة الخفا 243:2.)


حدیث به مناسبت میلاد حضرت رسول (ص)

 

نوشته شده توسط:محمد علی

رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) فرمود: 
هر كه در كتاب و نوشتهاى بر من صلوات فرستد ، تا آن صلوات در آن نوشته باقى است ، براى او پاداش خواهد بود .

در حدیثی دیگر مىخوانیم : 
 هر كس بر حضرت محمّد (صلى اللَّه علیه و آله) یك صلوات فرستد ، خداوند ده صلوات بر او مىفرستد و ده لغزش او را مىپوشاند . 


اَللّهمَ صَلّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ محمد

_____________________________

 (تفسیر روح البیان)

(تفسیر مجمع البیان)


شک نکن

 

نوشته شده توسط:محمد علی

اگر پیش کسی نشستی و دیدی داره غیبت کسی رو میکنه، بدون یه روزی غیبت تو رو هم پیش یکی دیگه میکنه !
اگر داشت تهمت میزد و نشستی و گوش کردی، بدون به خودت هم تهمت میزنن و بقیه میشینن و گوش میدن !

شک نکن

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله می فرمایند:

أولَى النّاس بِالتُّهمَة مَن جالَسَ أهلَ التُّهمَة

سزاوارترىن مردم به تهمت کسى است که با اهل تهمت هم نشىنى کند

الأمالى صدوق ، ص 73


حدیث به مناسبت میلاد حضرت رسول (ص)

 

نوشته شده توسط:محمد علی

پیامبر اكرم (ص) فرمودند: 

هر کس غیبت مسلمانی را کند، تا چهل روز نماز و روزه اش قبول نمی شود، مگر این که غیبت شده او را ببخشد.

____________________

( بحار الانوار، ج72،ص258)


صلوات بفرستند

 

نوشته شده توسط:محمد علی

وقتی كه پیامبراكرم صلی الله علیه وآله و سلم در شب معراج به آسمان چهارم رسید، فرشته ای را دید كه لوحی در پیش روی خود نهاده و در آن نگاه می كند و مانند رودی اشك از دیدگان می ریزد.
آن ملك متوجه حضوررسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم در آسمان چهارم نشد و لذا جبرئیل با بال خود بر او زد و هنگامی كه ملك متوجه شد، بلافاصله ركاب آن حضرت را بوسید ، تعظیم و اكرام نمود و عرض كرد: یا رسول الله مرا معذور دارید، چرا كه نور زیادی از این لوح متصاعد بود و به همین جهت من متوجه حضور شما نشدم .
آن حضرت فرمودند: در این لوح چه چیزی نوشته شده است؟ ملك عرض كرد، در این لوح نوشته است: لا اله الا الله ، محمد رسول الله ، علی ولی الله. سپس ملك گفت كه من دو ركعت نماز بجا آورده ام كه بیست هزار سال طول كشیده است. به امر خدا پنج هزار سال در قیام و پنج هزار سال در ركوع و پنج هزار سال در سجود و پنج هزار سال درحال تشهد بودم. حالا ثواب این نماز را به شما هدیه می كنم به امت شما. حضرت باز فرمودند كه امت من احتیاج به نماز تو ندارند. پس بدان كه به عزت خدا هر كس از گناهكاران امت من یك بار صلوات بفرستند، ثواب آن از بیست هزار سال طاعت تو برتر است.
اَللّهمَ صَلّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ محمد


سعادت و شقاوت

 

نوشته شده توسط:محمد علی

سعادت و شقاوت

وَالْعَصْرِ*إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ* إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِوَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ

سعادت و شقاوت

و چیست آن حقیقت که پیر در خشت خام می­بیند و جوان در آینه­ی صاف و زلال زندگیش نمی­بیند و نمی­یابد؛ گویی غفلت و سرمستی چنان گریبان­اش را گرفته که شهپر پروازِ درکش را شکسته است.

و گاه زمان می­گذرد­ و شیطان هم­چنان به عهد شوم خود وفاداری می­کند؛

عهد گم­راه کردن و دور کردن از این حقیقت.

و تنها آخرین تلنگر است که چشم حقیقت­بین و پر پرواز آدمی را می­گشاید؛ اما…

اما افسوس که دیگر دیر است…

مرگ فرا رسیده است.

سخن از کیمیایی است گران­بها که سرنوشت آدمی را رقم می­زند و به زندگی او جهت می­بخشد.

سعادت، خوشبختی، سربلندی و…

این هاست آرزوهای بشر امروز و دیروز. این هاست همان چیزهایی که بشر را در راهِ یافتن آن مصرّ می­کند.

تاریخ بشریّت مجموعه­ای است از سرنوشت انسان­هایی که به این کیمیای بی­مثال رسیده­اند و انسان هایی که آرزوی این گوهر را به گور برده­اند و سرنوشت شومشان در تاریخ به ثبت رسیده است.

هدف زیبای همه­ی مکتب­های بشری رسیدن به این حقیقت است که:

راه سعادت و خوشبختی ابدی آدمی در چیست؟

کدامین منش و روش در رسیدن به این آرزوی دیرینه و شیرین مفید و کاراست؟

و سرنوشت همه­ی بافته­های بشری یک چیز بیش­تر نیست:

شکست!

و گواه زنده و جاوید این سخن قاطعانه سرنوشت شوم انسان­هایی است که به اتّکای نفس خود در راه رسیدن به کمال و خوش­بختی و سعادت شکست خورده­اند و در بن­بست زندگی سر تسلیم و اعتراف خود را به زیر افکنده­اند.

اما به راستی در این وانفسای تحیّر،

در این میدان پر ماجرای خوف و رجا،

در این دنیای هزار و یک­رنگ

و در زیر سنگ آسیای روزگار که از آن صدایِ خرد شدنِ استخوانِ انسان­های شکست خورده و نا فرجام به گوش می­رسد،

کدامین پناهگاه و ملجاء است که می­توان به آن اعتماد کرد و سرنوشت خود را به دست آن سپرد؟

کدامین راه است که در این هزار راهه­ی زندگی شاه­راه نجات و سعادت است؟

کدامین باور و عقیده است که به ذهن آشفته و جست­و­جوگر آدمی آرامش می­بخشد؟

و من بی­گمان به فتوای عقل و به خواهش خِرد، خود را به خالق یکتا خواهم سپرد!

به دور از انصاف است که دست کمک و ناتوانی را جز به درگاه بخشنده­ی او به سوی دیگری دراز کرد.

بی­گمان تو نیز این راه را برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت خود بر خواهی گزید.

مگر نه این است که او خالق ما و آگاه به ظاهر و باطن ماست؟

مگر نه این است که او مبدأ و منشأ هر خیر است و خیرخواه آدمی؟

پس چه راهی بهتر از پناه بردن در آغوش مدد الاهی؟

آری، کلام الاهی است شاه­راه سعادت و نجات بشریّت!

همان شاه­راهی که خشت خام پیر و آینه­ی زلال جوانی و حرف­های نهفته یا نگفته را در غالب کلمات نورانی الاهی بیان می­کند؛


ادامه مطلب

آغاز امامت امام زمان (ع)

 

نوشته شده توسط:محمد علی

آغاز امامت امام زمان (ع)

آغاز امامت امام زمان (ع) ، روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 265 ه. ق است ؛ یعنی روز شهادت امام یازدهم (ع) آغاز امامت امام زمان (ع) است . جالب است بدانیم که ولادت امام زمان در روز جمعه بوده و اولین روز امامتش روز جمعه و نیز بنا بر نقلی که از نظر شیعه ، بسیار مشهور است ، ظهور امام هم روز جمعه است و همچنین یکی از اسامی آن حضرت نیز جمعه است . 
یکی از افراد مورد وثوق و اعتماد ائمه معصومین و خاصه امام عسکری و امام زمان (علیهما الاسلام) فردی به نام ابوسهل بود . ابوسهل اسماعیل بن علی نوبختی می گوید : پس از آن که معتمد ، امام عسکری (ع) را به زهر مسموم کرد ، من به خدمت امام عسکری شرفیاب شدم ، لحظه ای بود که فرزند امام عسکری (ع) هم بر پدر وارد شده بود . امام حالش منقلب بود و شدیدا ضعیف شده بودند به گونه ای که وقتی ظرف آب را برای نوشیدن به امام عسکری (ع) دادند ، قدرت نگهداری ظرف آب را نداشت و می لرزید و دندانهای امام عسکری که به کاسه نزدیک شده بود می خورد و من صدایش را می شنیدم . در این لحظه وقتی که امام زمان (ع) وارد شد ، به محض این که چشم امام عسکری به امام زمان افتاد ، بسیار خوشحال شد اما لحظه ای گریست و بعد او را به عنوان آخرین وصی رسول الله و آخرین امام مؤمنین و به عنوان حجت بر حق خدا معرفی کرد و وصیت و سفارش خود را به امام زمان نمود . در این لحظه گویی احساس شد لحظه آغاز قبول مسؤولیت امامت امام زمان بود . بعد امام عسکری رو به امام زمان کرد و فرمود :« یا سید أهل بیته ! اسقنی بالماء فإنی ذاهب إلی ربی ؛ (1) ای بزرگ خاندان خودت ! آبی به من بنوشان ؛ زیرا من به زودی به سوی پروردگارم خواهم شتافت ». 
امام زمان (ع) هم آب را به دست پدرش داد و بعد به پدرش کمک کردند تا او وضو بسازد . صحبت هایی هم بین امام عسکری و امام زمان (علیهما الاسلام) صورت گرفت آن گاه امام عسکری (ع) به درجه رفیع شهادت نایل گشتند . 
البته این مسائلی بود که درباره ی امام زمان و آغاز امامتشان است ، ولی چیزی که باید به عنوان حجت برای مردم باشد این است که برای اثبات حجت بودن امام زمان و امامت ایشان طبیعی است که شیعیان او هم دلایل قانع کننده ای که باعث اطمینان خاطر بشود نیاز دارند . 
ابوالادیان یکی از خدمتگزاران و یکی از دوستان نزدیک امام عسکری (ع) بود . ابن بابویه (ع) به نقل از ابوالادیان می گوید : امام عسکری (ع) به من مأموریتی داد که به مدائن بروم و نامه هایی را به آنجا برسانم . امام عسکری (ع) به من فرمود : ابوالادیان ! وقتی بعد از پانزده روز از مدائن برگشتی ، شهر سامرا را پر از شیون و غوغا خواهی یافت ، زیرا که من به شهادت خواهم رسید . من نگران شدم و از امام راجع به جانشین شان پرسیدم : وقتی شما به شهادت رسیدید ، چه کسی باید امامت امت را به عهده بگیرد ؟ امام عسکری در جواب به من سه نشانه داد ؛

ادامه مطلب

حدیث

 

نوشته شده توسط:محمد علی

ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﺴﮑﺮﯼ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ می فرمایند : 

 ﻣﺎ ﻣِﻦ ﺑَﻠِﻴّﺔٍ ﺇﻟّﺎ ﻭ ﻟﻠّﻪِ ﻓﻴﻬﺎ ﻧِﻌﻤَﺔٌ ﺗُﺤﻴﻂُ ﺑِﻬﺎ. 

ﻫﻴﭻ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﻯ ﻭ ﺑﻼﻳﻰ ﻧﻴﺴﺖ ﻣﮕﺮ ﺁﻥ ﻛﻪ ﻧﻌﻤﺘﻰ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. 

__________________________

ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻷﻧﻮﺍﺭ: ﺝ78، ﺹ374، ﺡ34



تسلیت خدمت صاحب الزمان (عج) و شما دلتنگان حضرت


به سـوی او قـدمی برداریـم ...

 

نوشته شده توسط:محمد علی

به سـوی او قـدمی برداریـم ...

آتشی که نمى سوزاند " ابراهیم " را
و دریایى که غرق نمی کند " موسى " را
کودکی که مادرش او را به دست موجهاى " نیل " می سپارد
تا برسد به خانه ی تشنه به خونش
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد

آیا هنوز هم نیاموختی ؟!
که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد ، " نمی توانند "
پس
به " تدبیرش " اعتماد کن
به " حکمتش " دل بسپار
به او " توکل " کن
و به سمت او " قدمی بردار "
تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی ...


http://up99.com/upfiles/jpg_files/Rav66803.jpg



یا حسین

 

نوشته شده توسط:محمد علی

در خبر ها امده نزدیک به 20 ملیون نفر امسال افتخار زیارت حضرت حسین (ع) را در روز اربعین حسینی داشتند
ای کاش ما هم مثل اون افراد به افتاخر زیارت ان حضرت را داشتیم 
 




حدیث تصویری

 

نوشته شده توسط:محمد علی



اربعین نزدیک است بریم زیارت ارباب

 

نوشته شده توسط:محمد علی

امام صادق علیه السّلام فرمودند: 

هركس كه به زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) نایل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد، خداى متعال او را در بلندترین درجه عالى مقامان ثبت مى كند. 



معنای حروف الفباء در حدیثی از امام علی علیه السلام

 

نوشته شده توسط:محمد علی

حضرت حسین بن على (علیه السلام) فرمودند :

یکى از یهودیان به خدمت رسول خدا (صلی الله وعلیه وآله و سلم) آمد و امیر المؤمنین على بن ابى طالب (علیه السلام) نیز در نزد آن حضرت بودند ، آن یهودی از رسول خدا (صلی الله وعلیه وآله و سلم) پرسیدند : که حروف هجائیه (الفبا) چه فایده ای دارند ؟

رسول خدا (صلی الله وعلیه وآله و سلم) به على(علیه السلام) فرمودند : که علی (علیه السلام) جان جواب او را بده و در حقشان این چنین دعا نمودند : که بار خدایا علی(علیه السلام) را موفق نما و در کارش محکم و استوار گردان ، ‌پس على بن ابى طالب (علیه السلام) فرمودند : که هیچ حرفى از حروف الفباء نیست مگر آنکه ، آن نامى از نامهاى خداوند بلند مرتبه است ، سپس فرمودند :......

اما الف اللَّهُ است که هیچ خدائى جز او نیست و او زنده و قیوم است ،
اما باء باقى است بعد از نابودی خلق خویش و
اما تاء توّاب است یعنی توبه پذیری است که توبه بندگانش را می پذیرد و
اما ثاء ثابتى است که موجود است یعنی همان آیه که یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خداوند کسانی را که ایمان آوردند در زندگی دنیا به سخن ثابت برقرار می کند و
اما جیم جلّ ثناؤه و تقدست اسماؤه یعنى ستایشش بسیار بزرگ و نامهایش پاک و پاکیزه است و
اما حاء حقى است که حىّ و حلیم است یعنى خداوندی بر حق و زنده و بردبار و
اما خاء خبیر و آگاهست به آنچه بندگان می کنند و
اما دال دیّّان و پاداش دهنده روز جزا است و
اما ذال ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ است که صاحب جلال و اکرام است و
اما راء رئوف و مهربانست به بندگان خویش و
اما زاء زینت و آرامش معبودین است و
اما سین سمیع و بصیر است یعنى شنواى بینا و
اما شین شاکر است که بندگان مؤمن خود را شکر می کند یعنى جزاى شکر می دهد و
اما صاد صادق است در وعده و وعید خویش و
اما ضاد ضار و نافع است یعنى زیان رساننده و نفع بخشنده و

ادامه مطلب

اربعین نزدیک است به یاد دخت 3 ساله

 

نوشته شده توسط:محمد علی

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
دنبال او شب تار صیاد رفته باشد

یک زخم بر دو گونه یک چشم نیم بسته
از زجر یادگاری یک دنده شکسته

فهمیده ام در این شهر معنای سیری ام را
از ضرب دست خوردم دندان شیری ام را

نامحرمی که با خود دیشب سر تو را داشت
وقتی به گوش من زد انگشتر تو را داشت

طفلی که خنده میزد بر این لباس پاره
او گوشوار من داشت من زخم گوشواره

من خار میکشیدم با ناخنی شکسته
او با گل سر من گیسوی خویش بسته

وقتی که شعله افتاد از بام روی معجر
نگذاشت ساربان تا بردارم آتش از سر

من باز ماندم از درد از فرط ناتوانی
او رفت و پیش پایم انداخت تکه نانی

من سخت باز کردم انگشت کوچکم را
او رفت و بین دستش دیدم عروسکم را

دیشب که خواب رفتم یک بار بی عمویم
زنجیر دست و پایم پیچید بر گلویم

از کوفه آمدی و سنگ صبور داری
رنگ محاسنت زرد بوی تنور داری

ای سر بیا که مردم از دختران شامی
از خنده های کوفی از خنده های شامی

ای کاش پای حلقت میمرد دختر تو
آری هنوز گرم است رگ های حنجر تو

من را ببخش اگر که لکنت زبان گرفتم
آخر شکسته دستی دندان شیری ام را


  • تعداد کل صفحات:82 
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...