بزرگان و اربعین ( میرزا حسین نوری و شهید قاضی طباطبائی )

 

نوشته شده توسط:محمد علی

میرزا حسین نوری و اربعین‌
علامه میرزا حسین نوری از علمای برجسته شیعه‌، و صاحب كتاب «مستدرك الوسائل» در كتاب «لؤلؤ و مرجان در آداب اهل منبر» به نقد و ارزیابی برخی از روضه‌ها و نقلهایی پرداخته كه به مرور در جامعه شیعه رواج یافته و به نظر وی ‌از اساس‌، نادرست بوده است‌. ظاهرا وی در دوره اخیر نخستین کسی است که به نقد این روایت پرداخته و دلایل متعددی در نادرستی آن اقامه کرده است.
ایشان این عبارت سید بن طاوس در لهوف را نقل كرده‌است كه اسرا در بازگشت از شام‌، از راهنمای خود خواستند تا آنها را به كربلا ببرد؛ و سپس به نقد آن پرداخته است‌. (لؤلؤ و مرجان‌، ص 152)
داستان از این قرار است كه سید بن طاوس در «لهوف» خبر بازگشت اسراء را به‌كربلا در اربعین نقل كرده است‌. در آنجا منبع این خبر نقل نشده و گفته می‌شود كه وی در این كتاب مشهورات میان شیعه را كه در مجالس سوگواری بوده‌، درآن مطرح كرده است‌.
اما همین سید بن طاوس در «اقبال الاعمال» با اشاره به این كه شیخ طوسی در مصباح‌ می ‌گوید اسرا روز اربعین از شام به سوی مدینه حركت كردند و خبر نقل شده ‌در غیر آن كه بازگشت آنان را در اربعین به كربلا دانسته‌اند، در هر دو موردتردید می‌كند. تردید او از این ناحیه است كه ابن زیاد مدتی اسراء را در كوفه ‌نگه داشت. با توجه به این مطلب و زمانی که در این نگه داشته صرف شده و زمانی كه در مسیر رفت به شام و اقامت یك ماهه در آنجا و بازگشت مورد نیاز است‌، بعید است كه آنان در اربعین به ‌مدینه یا كربلا رسیده باشند. ابن طاوس می‌گوید: این كه اجازه بازگشت به كربلا به آنها داده باشد، ممكن است‌، اما نمی‌توانسته در اربعین باشد. در خبر مربوط به‌بازگشت آنان به كربلا گفته شده است كه همزمان با ورود جابر به کربلا بوده و با او برخورد کرده اند . ابن طاوس در این كه جابر هم روز اربعین به كربلا رسیده باشد، تردید می‌كند. (اقبال الاعمال‌، ج 3، ص 101).


ادامه مطلب

بازگشت اسیران به مدینه یا كربلا

 

نوشته شده توسط:محمد علی


بازگشت اسیران به مدینه یا كربلا
اشاره كردیم كه شیخ طوسی‌، بیستم صفر یا اربعین را، زمان بازگشت اسرای ‌كربلا از شام به مدینه دانسته است‌. باید افزود كه نقلی دیگر، اربعین را بازگشت اسرا از شام را به «كربلا» تعیین كرده است‌. تا اینجا، از لحاظ منابع كهن‌، باید گفت اعتبار سخن نخست بیش از سخن دوم است‌. با این حال‌، علامه مجلسی پس از نقل هر دو این‌ها، اظهار می‌دارد: احتمال صحت هر دوی اینها (به لحاظ زمانی‌) بعید می‌نماید. (بحار ج 101، ص 334 ـ 335) ایشان این ‌تردید را در كتاب دعایی خود «زاد المعاد» هم عنوان كرده است‌. با این حال‌، درمتون بالنسبه قدیمی‌، مانند «لهوف» و «مثیرالاحزان» آمده است كه اربعین‌، مربوط ‌به زمان بازگشت اسرا، از شام به كربلاست‌. اسیران‌، از راهنمایان خواستند تا آنها را از كربلا عبور دهند.
باید توجه داشت كه این دو كتاب‌، در عین حال كه مطالب مفیدی دارند، ازجهاتی‌، اخبار ضعیف و داستانی هم دارند كه برای شناخت آنها باید با متون ‌كهن‌تر مقایسه شده و اخبار آنها ارزیابی شود. این نكته را هم باید افزود كه ‌منابعی كه پس از لهوف‌، به نقل از آن كتاب این خبر را نقل كرده‌اند، نباید به‌عنوان یك منبع مستند و مستقل‌، یاد شوند. كتابهایی مانند «حبیب السیر» كه به ‌نقل از آن منابع خبر بازگشت اسرا را به كربلا آورده‌اند، (نفس المهموم ترجمه شعرانی‌، ص 269) نمی‌توانند مورد استناد قرار گیرند.
در اینجا مناسب است دو نقل را در باره تاریخ ورود اسرا به دمشق یاد كنیم‌. نخست نقل ابوریحان بیرونی است كه نوشته است‌:
در نخستین روز ماه صفر، أدخل رأس الحسین علیه السلام مدینة دمشق‌، فوضعه یزید لعنه الله بین یدیه‌و نقر ثنایاه بقضیب كان فی یده و هو یقول‌:
لست من خندف ان لم أنتقم‌
من بنی أحمد، ما كان فَعَل‌
لیْت‌َ أشیاخی ببدرٍ شهدوا
جَزَع الخزرج من وقع الاسل‌
فأهلّوا و استهلّوا فرحا
ثم قالوا: یا یزید لاتشل‌
قد قتلنا القرن من أشیاخهم‌
و عدلناه ببدر، فاعتدل (الاثار الباقیه‌، ص 422)
وی روز اول ماه صفر را روزی می داند که سر امام حسین (ع) علیه السلام را وارد دمشق کرده و یزید هم در حالی که اشعار ابن زبعری را می خواند و بیتی هم بر آن افزوده بود، با چوبی که در دست داشت بر لبان امام حسین (ع) می زد.
دوم سخن عماد الدین طبری (م حوالی 700) در «كامل بهائی» است كه رسیدن اسرا به دمشق را در16 ربیع الاول دانسته ـ یعنی 66 روز پس از عاشورا ـ میداند كه طبیعی‌تر می‌نماید.



ویژه اربعین حسینی

 

نوشته شده توسط:محمد علی


http://fc06.deviantart.net/fs43/f/2009/061/0/6/Cring_for_imam_hussein_pbuh_by_islamicwallpers.jpg


فلسفه اربعین امام حسین(ع)

 

نوشته شده توسط:محمد علی

دشمنان امام حسین(ع) تلاش كردند تا حادثه كربلا به كلی فراموش شود و حتی كسانی را كه برای زیارت امام حسین(ع) می آمدند شكنجه می كردند و می كشتند، در زمان متوكل خلیفه عباسی، همه قبرهای كربلا را شخم زدند، مزرعه كردند

پرسش:
روز اربعین امام حسین(ع) به طور طبیعی این سؤال به ذهن متبادر می شود كه چرا فقط برای امام حسین(ع) روز اربعین تعیین شده است و برای امامان دیگر حتی پیامبراعظم(ص) مراسم روز اربعین نداریم؟
پاسخ:
درپاسخ به این سؤال شایسته است به نكات كلیدی كه روز اربعین را فقط برای امام حسین(ع) تثبیت كرده است به شرح زیر اشاره نماییم:


1- در رقم اربعین خصوصیتی وجود دارد كه سایر ارقام آن خصوصیت را ندارد. غالب انبیا در سن چهل سالگی به مقام رسالت رسیده اند. وقتی موسی(ع) تقاضای ملاقات خصوصی با خدا كرد. ذات اقدس الله مدت مناجات را چهل شب قرار داد. گفته اند در نماز شب چهل مؤمن را دعا كنید. همسایه ها تا چهل خانه را گرامی بدارید. كسی كه چهل حدیث را حفظ و بدان عمل كند خداوند چشمه های حكمت را از دلش بر زبانش جاری می گرداند و... 2- فداكاری های امام حسین(ع) دین را زنده كرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام كاملا ویژه و منحصر به فرد است. بنابراین حماسه ها و فداكاری های امام حسین(ع) را باید زنده نگه داشت چون زنده نگه داشتن دین اسلام است و گرامی داشت روز عاشورا و اربعین، درحقیقت تلاشی است در جهت زنده نگه داشتن دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین و معنویت. 4- درماه محرم سال 61 (هـ.ق) امام حسین(ع) فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را كشتند و اسیران كربلا را به كوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده روز اربعین شهادت امام حسین(ع) و یارانش به كربلا رسیدند و همه مصایب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر(ص) بود. 5- دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسین(ع) قصد نابودكردن دین اسلام را داشتند. دشمنان امام حسین(ع) تلاش كردند تا حادثه كربلا به كلی فراموش شود و حتی كسانی را كه برای زیارت امام حسین(ع) می آمدند شكنجه می كردند و می كشتند، در زمان متوكل خلیفه عباسی، همه قبرهای كربلا را شخم زدند، مزرعه كردند و مردم را از آمدن برای زیارت قبر امام حسین(ع) منع كردند. شیعیان هم برای مقابله با اینها، از هر مناسبتی استفاده می كردند و حادثه كربلا را احیا می كردند كه یكی از این مناسبتها حادثه روز اربعین است. 6- یكی از نشانه های مومن، زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین است. از حضرت امام حسن عسگری(ع) روایت شده است كه «علامتهای مؤمن پنج چیز است، پنجاه و یك ركعت نماز فریضه و نافله در شبانه روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست كردن، پیشانی برخاك نهادن درسجده و بسم الله را بلندگفتن»1 بنابراین یكی از وظایف شیعیان را اهتمام به زیارت اربعین برشمرده اند. 3- مصائب امام حسین(ع) برای هیچ امام و پیامبری پیش نیامده است. به بیان دیگر مصیبت امام حسین(ع) و حوادث كربلا، از همه مصیبت ها بزرگتر و سخت تر بود اگر عامل دیگری هم دركار نبود، همین عامل كافی بود كه نشان بدهد چرا برای امام حسین(ع) بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلام(ص) عزاداری و مراسم سوگواری و مدیحه سرایی متعددی برپا می كنیم.

منبع :

1- مفاتیح الجنان، ص545




ویژه اربعین حسینی

 

نوشته شده توسط:محمد علی


http://yekrangi.persiangig.com/image/moharram/1%20Wallpaper!%20Imam%20Hossein,%20Ashura.jpg


اربعین امام حسین (ع‌)

 

نوشته شده توسط:محمد علی

اربعین امام حسین (ع‌)
باید دید در كهن‌ترین متون مذهبی ما، از «اربعین‌» چگونه یاد شده است‌. به عبارت ‌دیگر دلیل برزگداشت اربعین چیست‌؟ چنان كه در آغاز گذشت‌، مهمترین نكته درباره اربعین‌، روایت امام عسكری (ع‌) است‌. حضرت در روایتی كه در منابع ‌مختلف از ایشان نقل شده فرموده‌اند: نشانه‌های مؤمن پنج چیز است‌: 1 ـ خواندن پنجاه و یك ركعت نماز (17 ركعت نماز واجب + 11 نماز شب + 23نوافل‌) 2 ـ زیارت اربعین 3 ـ انگشتری در دست راست 4 ـ وجود آثار سجده ‌بر پیشانی 5 ـ بلند خواندن بسم الله در نماز.
این حدیث تنها مدرك معتبری است كه جدای از خود زیارت اربعین كه درمنابع دعایی آمده‌، به اربعین امام حسین (ع‌) و بزرگداشت آن روز تصریح كرده ‌است‌.
اما این كه منشأ اربعین چیست‌، باید گفت‌، در منابع به این روز به دو اعتبار نگریسته شده است‌.
نخست روزی كه اسرای كربلا از شام به مدینه مراجعت كردند.
دوم روزی كه جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابی پیامبر خدا (ص‌) از مدینه به ‌كربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسین (ع‌) را زیارت كند. شیخ مفید (م 413) در«مسار الشیعه» كه در ایام موالید و وفیات ائمه اطهار علیهم السلام است‌، اشاره به روز اربعین‌كرده و نوشته است‌: این روزی است كه حرم امام حسین (ع‌)، از شام به سوی مدینه مراجعت كردند. نیز روزی است كه جابر بن عبدالله برای زیارت امام ‌حسین (ع‌) وارد كربلا شد.
كهن‌ترین كتاب دعایی مفصل موجود، كتاب «مصباح المتهجّد» شیخ طوسی از شاگردان شیخ مفید است كه ایشان هم همین مطلب را آورده است‌. شیخ ‌طوسی پس از یاد از این كه روز نخست ماه صفر روز شهادت زید بن علی بن‌الحسین (ع‌) و روز سوم ماه صفر، روز آتش زدن كعبه توسط سپاه شام در سال‌هجری است‌، می‌نویسد: بیستم ماه صفر (چهل روز پس از حادثه كربلا) روزی است كه حرم سید ما اباعبدالله الحسین از شام به مدینه مراجعت كرد ونیز روزی است كه جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابی رسول خدا (ص‌) ازمدینه وارد كربلا شد تا قبر حضرت را زیارت كند. او نخستین كس از مردمان بود كه امام حسین (ع‌) را زیارت كرد. در چنین روزی زیارت آن حضرت‌مستحب است و آن زیارت اربعین است‌. (مصباح المتهجد، ص 787) در همانجا آمده است كه وقت خواندن زیارت اربعین‌، هنگامی است كه روز بالا آمده ‌است‌ .
در كتاب «نزهة الزاهد» هم كه در قرن ششم هجری تألیف شده‌، آمده‌: در بیستم ‌این ماه بود كه حرم محترم حسین از شام به مدینه آمدند. (نزهة‌الزاهد، ص 241) همین طور در ترجمه فارسی فتوح ابن اعثم (الفتوح ابن اعثم‌، تصحیح مجد طباطبائی‌، ص‌) و كتاب مصباح كفعمی كه از متون دعایی بسیار مهم قرن نهم هجری است‌این مطلب آمده است‌. برخی استظهار كرده‌اند كه عبارت شیخ مفید و شیخ‌طوسی‌، بر آن است كه روز اربعین‌، روزی است كه اسرا از شام به مقصد مدینه ‌خارج شدند نه آن كه در آن روز به مدینه رسیدند. (لؤلؤ و مرجان‌، ص 154) به هر روی‌، زیارت اربعین از زیارت‌های مورد وثوق امام حسین (ع‌) است كه ازلحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است‌.


ویژه اربعین حسینی

 

نوشته شده توسط:محمد علی


http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/sajdeh/800px-Kerbela_Hussein_Moschee.jpg


عدد چهل‌

 

نوشته شده توسط:محمد علی

. عدد چهل‌
نخستین مسأله‌ای كه در ارتباط با «اربعین‌» جلب توجه می‌كند، تعبیر اربعین ‌در متون دینی است‌. ابتدا باید نكته‌ای را به عنوان مقدمه یادآور شویم‌:
اصولا باید توجه داشت كه در نگرش صحیح دینی‌، اعداد نقش خاصی به‌ لحاظ عدد بودن‌، در القای معنا و منظوری خاص ندارند؛ به این صورت كه‌ كسی نمی ‌تواند به صرف این كه در فلان مورد یا موارد، عدد هفت یا دوازده یاچهل یا هفتاد به كار رفته‌، استنباط و استنتاج خاصی داشته باشد. این یادآوری‌، از آن روست كه برخی از فرقه‌های مذهبی‌، بویژه آنها كه تمایلات‌ «باطنی‌گری‌» داشته یا دارند و گاه و بیگاه خود را به شیعه نیز منسوب می ‌كرده‌اند، و نیز برخی از شبه فیلسوفان متأثر از اندیشه‌های انحرافی و باطنی ‌و اسماعیلی‌، مروج چنین اندیشه‌ای درباره اعداد یا نوع حروف بوده و هستند.
در واقع‌، بسیاری از اعدادی كه در نقلهای دینی آمده‌، می ‌تواند بر اساس یك‌محاسبه الهی باشد، اما این كه این عدد در موارد دیگری هم كاربرد دارد و بدون یك مستند دینی می‌توان از آن در سایر موارد استفاده كرد، قابل قبول نیست‌. به‌عنوان نمونه‌، در دهها مورد در كتابهای دعا، عدد صد بكار رفته كه فلان ذكر را صد مرتبه بگویید، اما این دلیل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نمی‌شود. همینطور سایر عددها. البته ناخواسته برای مردم عادی‌، برخی از این اعداد طی‌ روزگاران‌، صورت تقدس به خود گرفته و گاه سوء استفاده‌هایی هم از آن‌ها می‌شود.
تنها چیزی كه درباره برخی از این اعداد می‌شود گفت آن است كه آن اعداد معین نشانه كثرت ‌است‌. به عنوان مثال‌، درباره هفت چنین اظهار نظری شده است‌. بیش از این ‌هر چه گفته شود، نمی ‌توان به عنوان یك استدلال به آن نظر كرد.
مرحوم اربلی‌، از علمای بزرگ امامیه‌، در كتاب كشف الغمه فی معرفة الائمة ‌در برابر كسانی كه به تقدس عدد دوازده و بروج دوازده ‌گانه برای اثبات امامت‌ائمه اطهار(ع) استناد كرده‌اند، اظهار می‌دارد، این مسأله نمی‌تواند چیزی را ثابت كند؛ چرا كه اگر چنین باشد، اسماعیلیان یا هفت امامی‌ها، می‌توانند دهها شاهد ـ مثل هفت آسمان ـ ارائه دهند كه عدد هفت مقدس است‌، كما این كه این كار را كرده‌اند.

عدد «اربعین‌» در متون دینی‌
یكی از تعبیرهای رایج عددی‌، تعبیر اربعین است كه در بسیاری از موارد به كار رفته است‌. یك نمونه آن كه سن‌ّ رسول خدا (ص‌) در زمان مبعوث شدن‌، چهل بوده است‌. گفته شده كه عدد چهل در سن انسانها، نشانه بلوغ و رشد فكری است‌. گفتنی است كه برخی از انبیاء در سنین كودكی به نبوّت رسیده‌اند. از ابن عباس (گویا به نقل از پیامبر (ص‌)) نقل شده كه اگر كسی چهل ساله شد و خیرش بر شرش غلبه نكرد، آماده رفتن به جهنم باشد. در نقلی آمده است ‌كه‌، مردمان طالب دنیایند تا چهل سالشان شود. پس از آن در پی آخرت خواهند رفت‌. (مجموعه ورام‌، ص 35)
در قرآن آمده است «میقات‌» موسی با پروردگارش در طی چهل روز حاصل‌شده است‌. در نقل است كه‌، حضرت آدم چهل شبانه روز بر روی كوه صفا در حال سجده بود. (مستدرك وسائل ج 9، ص 329) در باره بنی اسرائیل هم آمده كه‌ برای استجابت دعای خود چهل شبانه روز ناله و ضجّه می ‌كردند. (مستدرك ج 5،ص 239) در نقلی آمده است كه اگر كسی چهل روز خالص برای خدا باشد، خداوند او را در دنیا زاهد كرده و راه و چاه زندگی را به او می ‌آموزد و حكمت ‌را در قلب و زبانش جاری می‌كند. بدین مضمون روایات فراوانی وجود دارد. چله نشینی صوفیان هم درست یا غلط‌، از همین بابت بوده است‌. علامه مجلسی در کتاب بحار الانوار در این باره كه برگرفتن چهل نشینی از حدیث مزبور نادرست است‌، به تفصیل سخن گفته است‌.
اعتبار حفظ چهل حدیث كه در روایات ‌فراوان دیگر آمده‌، سبب تألیف صدها اثر با عنوان اربعین در انتخاب چهل ‌حدیث و شرح و بسط آنها شده است‌. در این نقلها آمده است كه اگر كسی از امّت من‌، چهل حدیث حفظ كند كه در امر دینش از آنها بهره برد، خداوند در روز قیامت او را فقیه و عالم محشور خواهد كرد. در نقل دیگری آمده است كه ‌امیرمؤمنان (ع‌) فرمودند: اگر چهل مرد با من بیعت می‌كردند، در برابر دشمنانم می‌ایستادم‌. (الاحتجاج‌، ص (84
مرحوم كفعمی نوشته است‌: زمین از یك ‌قطب‌، چهار نفر از اوتاد و چهل نفر از ابدال و هفتاد نفر نجیب‌، هیچگاه خالی‌نمی‌شود. (بحار ج 53، ص 200)
درباره نطفه هم تصور براین بوده كه بعد از چهل‌ روز عَلَقه می‌شود. همین عدد در تحولات بعدی علقه به مُضْغه تا تولد درنقلهای كهن بكار رفته است‌، گویی كه عدد چهل مبدأ یك تحول دانسته شده‌است‌.
در روایت است كه كسی كه شرابخواری كند، نمازش تا چهل روز قبول‌ نمی‌شود. و نیز در روایت است كه كسی كه چهل روز گوشت نخورد، خلقش ‌تند می‌شود. نیز در روایت است كه كسی كه چهل روز طعام حلال بخورد، خداوند قبلش را نورانی می‌كند. نیز رسول خدا(ص) فرمود: كسی كه لقمه حرامی‌بخورد، تا چهل روز دعایش مستجاب نمی‌شود. (مستدرك وسائل‌، ج 5، ص 217)
اینها نمونه‌ای از نقلهایی بود كه عدد اربعین در آنها به كار رفته است‌



اعمال روز اربعین امام حسین (ع):

 

نوشته شده توسط:محمد علی

اعمال روز اربعین امام حسین (ع):

در این روز زیارت امام حسین (ع‌) مستحب است و این زیارت‌، همانا خواندن زیارت اربعین است كه از امام عسكری (ع‌) روایت ‌شده كه فرمود: علامات مؤمن پنج تاست‌: خواندن 51 ركعت نماز در شبانه‌روز ـ نمازهای واجب و نافله و نماز و شب ـ به دست كردن انگشتری دردست راست‌، برآمدن پیشانی از سجده‌، و بلند خواندن بسم الله الرحمن ‌الرحیم در نماز.
شیخ طوسی سپس متن زیارت اربعین را با سند به نقل از حضرت صادق علیه ‌السلام آورده است‌: السلام علی ولی الله و حبیبه‌، السلام علی خلیل الله و نجیبه‌، السلام علی صفی الله و ابن صفیه‌...
این مطلبی است كه شیخ طوسی‌، عالم فرهیخته و معتبر و معقول شیعه در قرن ‌پنجم درباره اربعین آورده است‌. طبعا بر اساس اعتباری كه این روز میان ‌شیعیان داشته است‌، از همان آغاز كه تاریخش معلوم نیست‌، شیعیان به حرمت ‌آن‌، زیارت اربعین می‌خوانده‌اند و اگر می ‌توانسته‌اند مانند جابر بر مزار امام ‌حسین (ع‌) گرد آمده و آن امام را زیارت می‌كردند. این سنت تا به امروز درعراق با قوت برپاست ‌و شاهدیم که میلیونها شیعه عراقی و غیر عراقی در این روز بر مزار امام حسین (ع) جمع می شوند.
در اینجا و در ارتباط با اربعین چند نكته را باید توضیح داد.



ویژه اربعین حسینی

 

نوشته شده توسط:محمد علی

بسم الله الرحمن الرحیم


انی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی ،ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیرة جدی و ابی علی بن ابیطالب

« من به جهت خود خواهی و گردنکشی و فتنه انگیزی و ستمگری خارج نشدم، بلکه به قصد اصلاح امت جدم خروج کردم. می خواهم به معروف فرمان دهم و از منکر باز دارم و بر سیره جدم و پدرم علی بن ابیطالب (ع) رفتار کنم »

امام حسین (ع) وقتی از مکه به قصد کوفه حرکت کرد، در بین راه به فرزدق برخورد. امام اوضاع عراق را پرسید، او جواب داد که ؛ دلهای مردم با شما ولی شمشیرهایشان بر ضد شماست. امام (ع) درباره انگیزه سفر خود به او فرمود : « ان هولاء قوم لزموا طاقه الشیطان و توکو اطاعة الرحمن و اظهر و الفساد فی الارض و ابطلوا الحدود و شریط الخور و استاثروا فی اموال الفقرا و المساکین انا اول من تام بنصرة دین الله و اعزاز شرعة و الجهاد فی سبیله لنکون کلة الله هی العلیا »

اینان جماعتی هستند که از شیطان اطاعت کرده و طاعت رحمان را ترک نموده اند. آنان فساد را ظاهر و حدود الهی را باطل کرده اند، شراب می نوشند و در اموال فقرا و مساکین طبق میل خود رفتار می کنند . من از همه برای یاری دین خدا وند و عزیز گرداندن شرع و جهاد در راه خدا سزاوارترم  تا اینکه کلمه الله اعتلا یابد.»


امام حسین (ع) در نامه ای که به اشراف بصره نوشت فرمود : « و قومو بعثت رسول الیکم بهذا الکتاب دانا ادعوکم الی کتاب الله و سنة نبیه نان السنه . قیامیت و انی البدعة قد احییت »

( من فرستاده خود را با این نامه بسوی شما روان کردم و شما را به کتاب خدا و سنت پیامبر او دعوت می کنم. به درستی سنت مرده و بدعت زنده شده است)


ادامه مطلب

  • تعداد کل صفحات:59 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...